تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۳۸۵ - و قال ایضاً فی مرثیة ابنه لماهلک بالغرق
آنرا که بوصل تو پناهی نبود
بهتر ز عدم پناه گاهی نبود
تو در دهن گوری و من بر لب گور
از لب بدهن دراز راهی نبود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۸۶ - آن شد که مرا دل و توانایی بود
آن شد که مرا دل و توانایی بود
در هجر توام روی شکیبایی بود
کاری که مرا برفت در دور غمت
آب رخ و روزگار برنایی بود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۸۷ - جایی که چنان صید ز دامی برود
جایی که چنان صید ز دامی برود
معذور بود دل ارز جا می برود
در دامن اشک دست زد خون دل
تا بر پی یار چند گامی برود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۸۸ - وقتست که گل تاج سر انگشت شود
وقتست که گل تاج سر انگشت شود
و افروخته چون آتش زردشت شود
چون رای تو گیرد همه دل رو گیرد
چون روی تو بیند همه تن پشت شود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۸۹ - چون باد اجل هم نفس مرد شود
چون باد اجل هم نفس مرد شود
چون صبح زانده نفسش سرد شود
خورشید که کس نیست ازو پر دلنر
از بیم فرو شدن همی زرد شود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۰ - چون نرگس نیم خفته بیدار شود
چون نرگس نیم خفته بیدار شود
بر یک قدمش دو سر پدیدار شود
چون مشعلۀ دو سر که بفروزندش
وز جنبش باد سر نکونسار شود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۱ - زین باقی عمر کام حاصل نشود
زین باقی عمر کام حاصل نشود
هیچ آرزویی تمام حاصل نشود
مستی که نشد زصافی خم حاصل
هرگز که زدرد جام حاصل نشود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۲ - گر باد در آن طرّة دلخواه شود
گر باد در آن طرّة دلخواه شود
از بس خم و پیچ و تاب گمراه شود
وان هم ز شکستگی اندام بود
کوگاه دراز و گاه کوتاه شود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۳ - گر سوز توام یک نفس آهسته شود
گر سوز توام یک نفس آهسته شود
از دود راه نفس بسته شود
در دیده از آن آب همی گردانم
تا هر چه نه نقش تست از آن شسته شود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۴ - هرگونه زراه صدق گویند شود
هرگونه زراه صدق گویند شود
مجموع بقول او پراگنده شود
هر لفظ که نیست جان معنی با او
دشوار دل مرده بدو زنده شود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۵ - وقتست که گل حریف پیمانه شود
وقتست که گل حریف پیمانه شود
بلبل ز کرشمه هاش دیوانه شود
با خرقه کلاه پنبه آگین دراد
و آمد که مرید پیر خم خانه شود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۶ - تا لعل لبت چو غنچه در خنده فزود
تا لعل لبت چو غنچه در خنده فزود
خون جگرم چو لاله بر رخ بالود
دارم چو گل دو رنک در فرقت تو
رخساره زر اندود و درون خون آلود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۷ - چشمت که همیشه چشم من تر خواهد
چشمت که همیشه چشم من تر خواهد
وز پی آبی آب زهر در خواهد
زنهار رها مکن که دیگر خواهد
بیمار آن به که آب کمتر خواهد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۸ - هر سوخته کو شادی عالم خواهد
هر سوخته کو شادی عالم خواهد
پیوند خود آن عارض خرم خواهد
گر زانکه غمی برویت آمد نشگفت
غم نیز وصال نیکوان هم خواهد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۹۹ - دل باز مرا خوار و خجل می خواهد
دل باز مرا خوار و خجل می خواهد
از من رخ آن شمع چگل می خواهد
جان می خواهد یا رو بدو خواهم داد
زیرا که چنانست که دل می خواهد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۰۰ - چون از دلم حکایتی ساز نهد
چون از دلم حکایتی ساز نهد
یا از غم تو شکایت آغاز نهد
چون نای ز سینه بر آواز نهد
هم عشق تود ستم بدهن باز نهد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۰۱ - شاها کرمت ز قاف تا قاف رسید
شاها کرمت ز قاف تا قاف رسید
مثل تونه چشم دید و نه گوش شنید
گر سایۀ تیغ تو فتد بر دریا
در حلق صدف لعل شود مروارید
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۰۲ - چون کیسۀ غنچه را صبا پر زردید
چون کیسۀ غنچه را صبا پر زردید
غمّازی کرد و پرده بروی بدرید
در زخم شکنجه اش چنان تنگ کشید
کش ازین ناخنان همه خون بچکید
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۰۳ - گفتی دودلی تو ، از تو کاری ناید
گفتی دودلی تو ، از تو کاری ناید
بهتان چنین نهی تو بر من شاید
چون نیست مرا دلی وگر نیزم هست
تا صد بود از بهر غمت می باید
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۰۴ - باغ از گل و لاله ار چه می آراید
باغ از گل و لاله ار چه می آراید
بی روی تو دل دمی کجا آساید
کز خیمۀ لاله دود بر می خیزد
وز گنبد گل آب فرو می اید