تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۴۵ - تا دست بسر و بن بر آورد چنار
تا دست بسر و بن بر آورد چنار
صد گونه بساط عیش گسترد چنار
با سرو قدان عشق کهن از سر گیر
اکنون که بباغ دست نوکرد چنار
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۴۶ - این پیش نیاز کرده از زر دیوار
این پیش نیاز کرده از زر دیوار
خورشید حیات دشمنت بسر دیوار
از جود توام امید چیزیست که آن
چون روی حسود روی تو بود در دیوار
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۴۷ - برخیز و دوای این دل تنگ بیار
برخیز و دوای این دل تنگ بیار
وان بادۀ مشک بوی گل رنگ بیار
اخلاط مفرّح دل ار می سازی
یاقوت می و بریشم چنگ بیار
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۴۸ - ای از رسرشک باران از ابر
ای از رسرشک باران از ابر
باران هنر از تو چو باران از ابر
از دست تو آستین سایل همه سال
چون دامن خیمه روز باران از ابر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۴۹ - من کشتۀ هجرم از وصالم چه خبر؟
من کشتۀ هجرم از وصالم چه خبر؟
تشنه جگرم زاب زلالم چه خبر؟
زلف تو و غمزه را ز حالم چه خبر؟
دیوانه و مست را ز عالم چه خبر؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۰ - رفتم بوداع جان بدروازۀ صبر
رفتم بوداع جان بدروازۀ صبر
زان سوی عدم شنیدم آوازۀ صبر
تا چند مرا حواله بر صبر کنی؟
پیداست که چند باشد اندازۀ صبر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۱ - اسبی دارم بکندی از خر خرتر
اسبی دارم بکندی از خر خرتر
چون گاو خراس بل کزو پرخورتر
چندانک همی رود بود بر یک جای
هر چند همی خورد بود لاغر تر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۲ - ماییم و وجودی ز عدم ناخوشتر
ماییم و وجودی ز عدم ناخوشتر
عیشی چو زمانه دم بدم ناخوشتر
وین طرفه که شد در طلب چیزی خوش
مرگ من و زندگی ز هم ناخوشتر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۳ - ای طبع تو از هنر نکو آیین تر
ای طبع تو از هنر نکو آیین تر
جانت خوانم هستی وزان شیرین تر
بر مرغ دلان چرا زنی سنگ جفا؟
ای تو ز کمان گروهه دل سنگین تر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۴ - هر شب ز تو جفت شیونم تا بسحر
هر شب ز تو جفت شیونم تا بسحر
چون صبح ز غم دم نزنم تا بسحر
وین جامۀ خواب را که نامش پلکست
بر مردم دیده نفکنم تا بسحر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۵ - از بوی تو گشت دل تنگ باد سحر
از بوی تو گشت دل تنگ باد سحر
وز مهر تو گشت سر سبک باد سحر
در گرد سر زلف تو کس می نرسد
جز باد سحر گهی ، خنک باد سحر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۶ - زلفش دیدم بجنبش باد اندر
زلفش دیدم بجنبش باد اندر
همچون حرکت بشاخ شمشاد اندر
در جامۀ کار زار می تافت رخش
همچون گوهر بمغز پولاد اندر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۷ - خوبان همه را صید توان کرد بزر
خوبان همه را صید توان کرد بزر
خوش خوش بر وصلشان توان خورد بزر
نرگس که کله دار جهانست ببین
کو نیز چگونه سر در آورد بزر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۸ - ای دل ز حدیث چون نمی بارد زر
ای دل ز حدیث چون نمی بارد زر
کم کن ز سخن که کار زر دارد زر
گر خود همه تن زبان شوی چون سوسن
چون نرگست از دیده برون آرد زر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۹ - آمد گل و آورد به پیراهن زر
آمد گل و آورد به پیراهن زر
بنشست به باغ و کرد خرمن زر
یعنی که بشادی نتوان برد بسر
یک روزه حیات جز بیک دامن زر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۰ - در خون جگر شدم نهان چون ساغر
در خون جگر شدم نهان چون ساغر
بر بسته بقصد خود میان چون ساغر
در روی کسی که می خورد خون دلم
می خندم ازمیان جان چون ساغر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۱ - یارم بسخن دوش همی سفت شکر
یارم بسخن دوش همی سفت شکر
زوگوش بخروار همی رفت شکر
گفتم که چه چیزست بدین شیرینی؟
پسته بدلی شکسته میگفت ، شکر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۲ - باور نکنی که خوب رویان یکسر
باور نکنی که خوب رویان یکسر
اندر پی زر شوند، آنک بنگر
پیرامن گل بهر دوسه خردۀ زر
صد روی نکو فتاده بر یکدیگر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۳ - شکلیست زنقش بندی دیباگر
شکلیست زنقش بندی دیباگر
ابریشم چنگ و ناخن خنیاگر
میناگر از آبگینه گر لعل کند
پس ساقی ما نیست بجز میناگر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۴ - ای در فن عشق هر دمت رای دگر
ای در فن عشق هر دمت رای دگر
خورشید رخ تو عالم آرای دگر
در مذهب عاشقی روا کی باشد
خانه دل ما وطن ترا جای دگر؟