تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۵ - روزی که بهرزه می گذاریم ز عمر
روزی که بهرزه می گذاریم ز عمر
آنرا بغلط همی شماریم ز عمر
سر جملۀ حاصل چو بر اریم ز عمر
جز عمر پس افکند نداریم ز عمر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۶ - کس در غم نیستی نماند همه عمر
کس در غم نیستی نماند همه عمر
باشد که بکام بگذاراند همه عمر
آتش نه نخست زاد در سوخته یی؟
بس اطلس آتشی دراند همه عمر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۷ - زین گونه که شد خوار و فرومایه هنر
زین گونه که شد خوار و فرومایه هنر
وز جهل پس افتاد به صد پایه هنر
یا رب تو به فریاد رس آن مسکین را
کش خانه سپاهان بود و مایه هنر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۸ - گویی که درین تیره شب پهناور
گویی که درین تیره شب پهناور
گم کرد دلیل صبح راه خاور
گر این شب کور دل نمی داند راه
ای صبح تو روشناییی پیش اور
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۶۹ - ای بحر کف تو چون امل پنهاور
ای بحر کف تو چون امل پنهاور
لطف تو میان آب و آتش داور
روزی که کفت داروی حرمان بخشد
از حال من شکسته دل یادآور
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۰ - ای دل زر و سیم رامیندیش بخور
ای دل زر و سیم رامیندیش بخور
آن روز پسین را غمی از پیش بخور
اندر غم این و آن بسر بردی عمر
خوردی غم هر چیز، غم خویش بخور
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۱ - ای دل که ترا گفت این دم میخور
ای دل که ترا گفت این دم میخور
کانگه که نباشی غم عالم میخور؟
نابودن خود بدیدۀ عقل ببین
آنگه اگرت کری کند غم میخور
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۲ - شد بر دل من زلفک هندوی تو چیر
شد بر دل من زلفک هندوی تو چیر
بر بودش و در زیر کله رفت دلیر
می گویمت ای دوست بگو با کلهت
تا هندوی دزد را نگیرد در زیر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۳ - از دیدن من چشم تو شد زان سان سیر
از دیدن من چشم تو شد زان سان سیر
از بس غم دل کرد مرا از جان سیر
باور نکند کسی که بر خوان وصال
گشتند دومست از جگری بریان سیر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۴ - ای دوست بیکباره ره ناز مگیر
ای دوست بیکباره ره ناز مگیر
هر لحظه بهانه یی نو آغاز مگیر
هر چند که مقصودی از آن حاصل نیست
پیغام دروغ هم ز من بازمگیر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۵ - گر لاله بشد، سیاه کامی کم گیر
گر لاله بشد، سیاه کامی کم گیر
ور نیست بنفشه، تیره فامی کم گیر
آنجا که رخ تو باشد ار گل نبود
از بزم طرب شکسته جامی کم گیر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۶ - ایوان سرا بر فلک افراشته گیر
ایوان سرا بر فلک افراشته گیر
وین زیرزمین بگنج انباشته گیر
این سیم که جوجو بهمش می آری
خرمن خر بجای بگذاشته گیر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۷ - کار همه دنیا بمرادت شده گیر
کار همه دنیا بمرادت شده گیر
پس عمر برفته و اجل آمده گیر
گویی بمراد خویش دستی بزنم
خود نتوانی و گر توانی زده گیر
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۸ - در عشق تو گر زین سپس ای مایۀ ناز
در عشق تو گر زین سپس ای مایۀ ناز
چون گل بکفم چند درست آید باز
در پای تو چون شکوفه گر نفشانم
چون نرگسم آن زر همه در چشم گداز
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۹ - در مدح تو مر مرا پس از فکر دراز
در مدح تو مر مرا پس از فکر دراز
کم می آمد معانی خوب فراز
ان شاالله خدای توفیق دهد
تا عذر ثنا بمرثیت خواهم باز
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۸۰ - کردیم دگر شیوۀ رندی آغاز
کردیم دگر شیوۀ رندی آغاز
تکبیر زدیم چار بر پنج نماز
هر کجا که پیاله ییست ما را بینی
گردن چو صراحی سوی او کرده دراز
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۸۱ - من تختة نام و ننگ بستردم باز
من تختة نام و ننگ بستردم باز
در راه طرب پای بیفشردم باز
آن سرکه بسالوس برآوردم دی
امروز بجام می فرو بردم باز
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۸۲ - خرم رخ تو دژم مبادا هرگز
خرم رخ تو دژم مبادا هرگز
شادان دل تو به غم مبادا هرگز
در عشق تو گر تنم شد از مویی کم
مویی ز سر تو کم مبادا هرگز
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۸۳ - چون می شنوم برطمع خودپیروز
چون می شنوم برطمع خودپیروز
زین پس منم ودلی قناعت اندوز
دانم که شکم خاره تر از چرخ نیم
و او نیز بقرصی بسرآرد هر روز
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۸۴ - بگذشت و مرا اشک روان بود هنوز
بگذشت و مرا اشک روان بود هنوز
وندر تن من باقی جان بود هنوز
می گفت و مرا گوش بدان بود هنوز
بیچاره فلانیست، جوان بود هنوز