تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۰۵ - خواهی بریار سیم بر، زر برکش
خواهی بریار سیم بر، زر برکش
چون شمع بسوی یارزر بر سرکش
خامش بنشین زبان بکام اندر کش
بر دل نه سنگ و چون ترازو زرکش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۰۶ - همچون آواز یک زمانم برکش
همچون آواز یک زمانم برکش
وانگاه چو چنگ تنگم اندر برکش
ور در تن من رگی نه بر پردۀ تست
بیرون کن و دیگری بجایش درکش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۰۷ - ای زلف توی که با همه نیرنگش
ای زلف توی که با همه نیرنگش
می بوسه دهی بر آن لب می رنگش
آن غمزۀ او نه بس حریفست، مکن
بازی فراخ با دهان تنگش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۰۸ - نرگس که مرا در نظر آمد چشمش
نرگس که مرا در نظر آمد چشمش
وز هرچه خوشست خوشتر آمد چشمش
در خوبی اگر چه بر سر آمد چشمش
با چشم توهم برو درآمد چشمش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۰۹ - این آتش غم که بر جگر می کشمش
این آتش غم که بر جگر می کشمش
بگداخت مر از بس که بر می کشمش
ماننده شمعم که مرا آتش عشق
در پای آورد و من بسر می کشمش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۰ - گر دل زتو بگسلند بغم بشکنمش
گر دل زتو بگسلند بغم بشکنمش
و آنگه زبر خویش بدور افگنمش
ور دیده بجز تو درست در کس نگرد
یا پرکنمش زخون و یا برکنمش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۱ - گر جان خواهد ز من همه جان دهمش
گر جان خواهد ز من همه جان دهمش
ور عمر گرامی طلبد آن دهمش
چیزی که جهان بدم بخواهد ستدن
آن به که بدست خود بجانان دهمش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۲ - رشک ایدم از جعد تو ای عشوه فروش
رشک ایدم از جعد تو ای عشوه فروش
کو روی ترا چنان کشد در اغوش
زین پس نشوم جدا از آن چشمۀ نوش
چون زلف تو تا مرا بود سر بر دوش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۳ - امشب منم و جام می و نوشانوش
امشب منم و جام می و نوشانوش
فردا به وداع دست‌ها در آغوش
گر دولت وصل پایمردی کردی
بر داشتمی من سر فردا از دوش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۴ - گل گفت اگرت هست بتی مه وش خوش
گل گفت اگرت هست بتی مه وش خوش
با من بنشین و بر رخش می کش خوش
من بر دل خویش کرده ام آتش خوش
زان عمر بکام دل گذارم خوش خوش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۵ - ای بر دل من خشم تو چون ناز تو خوش
ای بر دل من خشم تو چون ناز تو خوش
چون موسم گل وقت من از ساز تو خوش
چون چنگ خود امشب ار بسازی با ما
ما نیز برآییم چو آواز تو خوش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۶ - در هم زده یی ز زلف و رخ رنگی خوش
در هم زده یی ز زلف و رخ رنگی خوش
بر برده بطاق ابرو آهنگی خوش
تنگست دلم همچو دهان تو ولیک
این تنگی ناخوش است و آن تنگی خوش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۷ - ای دیده ندیده چون تو دلخواهی خوش
ای دیده ندیده چون تو دلخواهی خوش
با بندۀ خود در آی گه گاهی خوش
گفتی که دلت خوشست، آری شک نیست
عشق تو و آنگه دل و آنگاهی خوش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۸ - ای مونس جان ، لطف توام مرهم ریش
ای مونس جان ، لطف توام مرهم ریش
بس باد جفا و دوریت باز اندیش
گر کردۀ تو میان اصحاب وفا
من باز نمایم تو چه عذر آری پیش؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۹ - آن سرو که نیست در جهان همتایش
آن سرو که نیست در جهان همتایش
از قامت اوست باغ را آرایش
در راستی ارچه کس ندارد پایش
هم زیر آمد ز قدّ تو بالایش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۲۰ - بیزار شدم بی تو زهر آسایش
بیزار شدم بی تو زهر آسایش
خود چون باشد بعشق در آسایش
آسایش من از دم باد سحرست
بیمار دهد وقت سحر آسایش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۲۱ - زین پس نکنم شکایت این دل ریش
زین پس نکنم شکایت این دل ریش
کز دیده فتاد غصۀ من کم و بیش
این عشق بتنگنای دل راه نبرد
تا دیده نداشت روشنایی در پیش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۲۲ - ای دل بنشین طریق کاری اندیش
ای دل بنشین طریق کاری اندیش
ضایع مکن این عمر گرامی زین بیش
هرگز نزید بآرزوی دل خویش
آنرا که اجل ز پس بود عمر ز پیش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۲۳ - بگشاد بخنده لعل جان پرور خویش
بگشاد بخنده لعل جان پرور خویش
تا بگشادم بگریه چشم تر خویش
او مایۀ شادیت و من کان غمم
او گوهر خود نمود و من گوهر خویش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۲۴ - ای دل مطلب زدیگران مرهم خویش
ای دل مطلب زدیگران مرهم خویش
خودباش بهر درد دلی محرم خویش
تنها بنشین و خود همی خور غم خویش
ور همدمت آرزو کند هم دم خویش