تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۲۵ - خود را سگ کویت ار نپنداشتمی
خود را سگ کویت ار نپنداشتمی
جز خاک درت خوابگهی داشتمی
آلوده شود ز ننگم ار نی نامت
بر چهره بخون دیده بنگاشتمی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۲۶ - گر من ز زمانه حاصلی داشتمی
گر من ز زمانه حاصلی داشتمی
خود را ز تو کی چون خجلی داشتمی؟
چون موی تو هم کرده امی در سر تو
بر هر مویی اگر دلی داشتمی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۲۷ - در جنگ غمت گر نه زبون آمدمی
در جنگ غمت گر نه زبون آمدمی
کی چون سر زلف تو نگون آمدمی؟
گر عارض تو مرا بخود ره دادی
چون خط تو از پوست برون آمدمی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۲۸ - از نور یقین ار بمثل روشنمی
از نور یقین ار بمثل روشنمی
خود را بحیل در آن جهان افگنمی
ور زانکه در آن جهان بجان ایمنی
حقا که سوی مرگ معلق زنمی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۲۹ - یار آمد دوش و کردمش مهمانی
یار آمد دوش و کردمش مهمانی
هر چش گفتم نکرد نافرمانی
می خورد و بخفت مست و در دربستم
وانگه با او چه کرده باشم دانی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳۰ - پیوسته ز بهر شهوت جسمانی
پیوسته ز بهر شهوت جسمانی
این جان شریف را همی رنجانی
آگاه نیی که آفت جان تواند
آنها که تو در آرزوی ایشانی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳۱ - بی آنکه بآمدن قدم رنجانی
بی آنکه بآمدن قدم رنجانی
هر روز مرا بوعده یی بنشانی
صد عذر نکو نیامدن را دانی
یک حیله برای آمدن نتوانی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳۲ - گه می خوانی مرا و گه می رانی
گه می خوانی مرا و گه می رانی
عاجز کردی مرا ز سرگردانی
چون می نبری مرا چرا می خوانی ؟
کز پای من آمدن نیاید دانی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳۳ - خواهی که جهان زیروز بر گردانی
خواهی که جهان زیروز بر گردانی
تاز و تن خویش بهره ور گردانی
شرمت ناید این همه سرگردانی
تا لقمۀ خاک چرب تر گردانی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳۴ - ای دوست مرا اگر چه دشمن دانی
ای دوست مرا اگر چه دشمن دانی
حال دل من تو بهتر از من دانی
خود نیست ز تو امید رحمت ورنی
حال شب من چو روز روشن دانی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳۵ - با کافر اگر جنگ بشمشیر کنی
با کافر اگر جنگ بشمشیر کنی
ور بادیه را بپای سر ریزکنی
حقا که اگر ده یک آن مزد بود
کز کاه مرا شبی شکم سیر کنی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳۶ - گاهی بخودم چو زلف گستاخ کنی
گاهی بخودم چو زلف گستاخ کنی
گاهی سرم از جفا بده شاخ کنی
تا لب ننهم بر لب تو دم نزنم
چون نای اگرم چه کعب سوراخ کنی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳۷ - هر لحظه زبان خود چو شمشیر کنی
هر لحظه زبان خود چو شمشیر کنی
وز مدح سگی را صفت شیر کنی
انبان دروغ را زبر و زیر کنی
تا این شکم گرسنه را سیر کنی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳۸ - هر دم زدنی بجور آهنگ کنی
هر دم زدنی بجور آهنگ کنی
تا چون دهن خویش دلم تنگ کنی
تو سنگ زنی بر سر و من شکر کنم
من بوسه زنم بر لب و تو جنگ کنی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۳۹ - یک ذره ز آزار دلم کم نکنی
یک ذره ز آزار دلم کم نکنی
در حق من انعام جز از غم نکنی
وین نیز هم از لطف تو دارم، ور نی
چتوانم کرد ار این قدرهم نکنی؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۰ - گل رفت بدریورۀ هر انجمنی
گل رفت بدریورۀ هر انجمنی
تا کرد پر از قراضۀ زر دهنی
وانگه ز قواره های پیراهن او
بر دوخته نام و ننگ را پیرهنی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۱ - چون بر تو نباشد اعتماد سخنی
چون بر تو نباشد اعتماد سخنی
افتد به بدی نام تو در هر دهنی
عالم بگشایی تو بهر دم زدنی
در صدق چو صبح اربدری پیرهنی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۲ - هم بر سر آن نیی که ما را بینی
هم بر سر آن نیی که ما را بینی
وان حال که دیده یی یکی وا بینی
برخیز و بنظّارۀ احوال من آی
گر دل دهدت که درد دلها بینی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۳ - تیری، که چو در خود کشمت دور شوی
تیری، که چو در خود کشمت دور شوی
ماهی، که شوی غریب هرمه بنوی
اشکی، که چو در چشم من آیی بدوی
عمری، که همان دم که درآیی بروی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۴ - بر خاک در تو دوش ای سلسله موی
بر خاک در تو دوش ای سلسله موی
با بی خوابی کرده بدم روی بروی
تا روز بدست هجر چون قرعۀ فال
می غلتیدم ز پهلو اندر پهلوی