تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۵ - آمد گل و بلبلی ز دنبالۀ اوی
آمد گل و بلبلی ز دنبالۀ اوی
می نالد و سودکی کند ناله اوی؟
چون گل همه سر گذشت بلبل شنود
بر خنده یی آرد غم یک سالۀ اوی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۶ - خوش باش که تا نه بس ازینجا بروی
خوش باش که تا نه بس ازینجا بروی
امروز خوشک نشین که فردا بروی
چندین بحدیت رفتن از جا بمرو
کاینجا تو بدان آمده یی تا بروی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۷ - هر دم ز برم رخت نوردی بروی
هر دم ز برم رخت نوردی بروی
در نامده زود بازگردی بروی
چون غنچه نقاب بسته آیی بر من
وانگه که نقاب باز کردی بروی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۸ - شخصی دارم دلی خراب اندر وی
شخصی دارم دلی خراب اندر وی
جانی دارم هزار تاب اندر وی
در آرزوی روی تو دارم شب و روز
چشمی و هزار چشمه آب اندر وی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۴۹ - دی گفت مرا حدیث من کمتر گوی
دی گفت مرا حدیث من کمتر گوی
ور می گویی بیا به گوشم در گوی
بنمود مرا حلقه ی زرّین در گوش
یعنی که حدیث وصل من بازر گوی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵۰ - با آنکه به کس دست به پیمان ندهی
با آنکه به کس دست به پیمان ندهی
زنجیر کنی از زور بر دست نهی
بربست به یکبارگی ای سرو سهی
زر دست تو را، چو بی زری دست رهی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵۱ - دل در سر زلف تونه زان بست رهی
دل در سر زلف تونه زان بست رهی
کورا دو هزار بند بر بند نهی
گاهیش به زیر کلهی بنشانی
گاهیش به دست شانه ای باز دهی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵۲ - دستی که بر او همی می ناب نهی
دستی که بر او همی می ناب نهی
دل میدهدت که خیره در تاب نهی
انصاف بده چه چرب دست استادی
کز آتش ناب مهر بر آب نهی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵۳ - من پیرو کهن گشته ز جان فرسایی
من پیرو کهن گشته ز جان فرسایی
عشق آمد و داد از توام بر نایی
پیرانه سر ار چه نیست جز رسوایی
الحق خوشم آید این کهن پیرایی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵۴ - ای سرو که سر بر آسمان می سایی
ای سرو که سر بر آسمان می سایی
وز قدّ بلند لاف می پیمایی
هر چند گرفت کار تو بالایی
ترسم که هم از قامت او زیر آیی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵۵ - مانند گل دو رنگی ای بینایی
مانند گل دو رنگی ای بینایی
بی زر رخ گلگون به کسی ننمایی
پندارم غنچه ای که تا دامن دل
پر زر نکنی بند قبا نگشایی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵۶ - مشتاق توام ، روی به من ننمایی
مشتاق توام ، روی به من ننمایی
بیمار توان، به پرسشم نگرایی
صد بند بود مرا، یکی نگشایی
آخر به چه کار دوستان بازآیی؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵۷ - گل گر چه کند دعوی شهر آرایی
گل گر چه کند دعوی شهر آرایی
او چون رخ تو کجاست در زیبایی؟
این از پی آسایش بینی باشد
وان از پی روشنایی بینایی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵۸ - یک روز به کوی عاشقان بر نایی
یک روز به کوی عاشقان بر نایی
وز بهر تماشا نظری نگشایی
تا چون سر زلف خویش بینی آنجا
بر هر در خانه، حلقه ای سودایی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵۹ - کی بر کنم از تو من دل ای بینایی
کی بر کنم از تو من دل ای بینایی
کز عشق تو گشته ام بدین رسوایی؟
وان روز که در جور و جفا افزایی
گویی که به چشم من نکوتر آیی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۶۰ - گه خصم شوی مرا و گه یار آیی
گه خصم شوی مرا و گه یار آیی
روزی به هزار گونه در کار آیی
ای دوست نترسی که بدود دل من
در دست کسی چو خود گرفتار ایی؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۶۱ - در هر عمری دمی که دمساز آیی
در هر عمری دمی که دمساز آیی
آن هم به دوصد کرشمه و نازآیی
وانگه که شوی رنجه نیایی بر من
چندان که بپرسمت که کی بازآیی؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۶۲ - گوی انگلۀ قباچه گر بگشایی
گوی انگلۀ قباچه گر بگشایی
بر من ز بهشت هشت در بگشایی
بر تو در شادی و طرب بگشایند
امشب اگر آن بند دگر بگشایی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۶۳ - آگاه ز حال من سر گشته نیی
آگاه ز حال من سر گشته نیی
کز عشق چو من زیرو زبر گشته نیی
آن روی چو روز را مگردان از من
شکرانۀ آنکه روز برگشته نیی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۶۴ - زلف تو چون به روی تو افتد گویی
زلف تو چون به روی تو افتد گویی
در شب به چراغ می کنم دلجویی
نی نی که سر زلف تو جای دل ماست
کردی تو به جای دل ما نیکویی