تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۰ - ای محض شکم آمده چون چرخ اثیر
ای محض شکم آمده چون چرخ اثیر
بشنو، اگرت گوش بود پند پذیر
پیوسته شکم‌پرست، سرگشته بود
از گردش سنگ آسیا تجربه گیر
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۱ - ای فیض تو همچو صبحدم عالمگیر
ای فیض تو همچو صبحدم عالمگیر
یک دانه ز سبحه تو خورشید منیر
صد بخت جوان دست اطاعت به تو داد
پیری چو تو، کس ندیده در عالم پیر
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۲ - قدسی همه جا چو نیست سودا درگیر
قدسی همه جا چو نیست سودا درگیر
یک جای به آتش رس و یک جا درگیر
چون شام، بدن مکن مرصع ز چراغ
چون صبح، ز یک شعله سراپا درگیر
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۳ - بر من چو در وصل تو کردند فراز
بر من چو در وصل تو کردند فراز
ای کاش اجل کند به سویم پرواز
بی روی تو ام چه بهره از کام جهان؟
بی زلف تو ام چه حاصل از عمر دراز؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۴ - بر قرص جو خودم بود دست دراز
بر قرص جو خودم بود دست دراز
گو سفله به نان گندم خود می‌ناز
کی از دگری ناز کشد در عالم؟
آن را که همین به بی‌نیازست، نیاز
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۵ - عشق است که چرخ را برآمد به فراز
عشق است که چرخ را برآمد به فراز
وز کوتاهی کرده خرد پای دراز
هرچند که داده هر دو را بال، قضا
ماهی با مرغ، کی شود هم‌پرواز؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۶ - نتوان ز قضا گریختن با تک و تاز
نتوان ز قضا گریختن با تک و تاز
با چرخ چه چاره از جدل کردن ساز
گیرم که شود ناخن تدبیر دراز
نتوان گره ستاره را کردن باز
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۷ - خوش نیست زبان رمز را قصه دراز
خوش نیست زبان رمز را قصه دراز
این نغمه خوش است، لیک در پرده ساز
بگذار که پوشیده بود گوهر راز
نقصان صدف بود دهن کردن باز
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۸ - موجود بود گرچه سراپا عاجز
موجود بود گرچه سراپا عاجز
چون چرخ نباشد دل دانا عاجز
کشتی ز پی کنار سرگردان است
ورنه نبود موج به دریا عاجز
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۰۹ - آن برد گرو که رفت ازین دار به عجز
آن برد گرو که رفت ازین دار به عجز
از خویش توان شدن سبکبار به عجز
دانی چه بود معرفت ذات خدا؟
انکار ز قدرت است و اقرار به عجز
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۰ - قدسی، منم و دلی چو آتش همه سوز
قدسی، منم و دلی چو آتش همه سوز
رنگم ز شراب عافیت، گو مفروز
بر غمزده جز بخت سیه نیست شگون
محروم بود ز شعله پروانه به روز
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۱ - قدسی ز تو در قید حجاب است هنوز
قدسی ز تو در قید حجاب است هنوز
روی املش زیر نقاب است هنوز
بر تار وفای تو نمی‌بندد دل
دانسته که رشته خام تاب است هنوز
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۲ - قدسی به دلت هوای کام است هنوز
قدسی به دلت هوای کام است هنوز
خوناب جگر بر تو حرام است هنوز
آسوده دلی، تهمتی عشق مشو
در آب مزن کوزه که خام است هنوز
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۳ - بینم رخ غم، نقاب نگشاده هنوز
بینم رخ غم، نقاب نگشاده هنوز
مستم، چه شد ار نخورده‌ام باده هنوز
چون لاله مرا چهره به خون دارد سرخ
داغی که سیاهی‌اش نیفتاده هنوز
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۴ - شب‌های دراز رفت و خوابی نه هنوز
شب‌های دراز رفت و خوابی نه هنوز
خمیازه مرا کشت و شرابی نه هنوز
یک ره به کفم جام صبوحی نرسید
صد صبح دمید و آفتابی نه هنوز
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۵ - ای مرغ چمن، عشق ندانی ز هوس
ای مرغ چمن، عشق ندانی ز هوس
از گفت و شنید عاشقی بس کن، بس
عاشق نبود خانه‌طلب، ور نه چرا
پروانه نشد مقید دام و قفس؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۶ - ای خواهش عشقت آرزوی همه کس
ای خواهش عشقت آرزوی همه کس
پرواز کند سوی تو عنقا و مگس
مرغان همه نزدیک به دام آمده‌اند
تا بخت به نام که زند فال قفس
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۷ - پوشیده چو شمع نیست، داند همه کس
پوشیده چو شمع نیست، داند همه کس
کز دیده من، دود نخیزد به هوس
نی را به گلو چو ناله گردیده گره
ناچار به دیده افتدش راه نفس
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۸ - از همسفران عشق، چون اهل هوس
از همسفران عشق، چون اهل هوس
افغان که درین بادیه بس ماندم پس
مشتاق به ذکر سبقت‌اندیشانم
چون مانده ز کاروان، به آواز جرس
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱۹ - از فیض دم شماست پیش همه کس
از فیض دم شماست پیش همه کس
بر گردن صبح، حق تقصیر نفس
ما را ز شما به جز دعا نیست هوس
مر شاهان را دعای درویشان بس