تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۴ - آن سرو سهی که جاش در چشم منست
آن سرو سهی که جاش در چشم منست
بی لعل لبش بحر گهر چشم منست
دیدم برهش بتازگی آب روان
و آن آب روان هنوز در چشم منست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۵ - از کوی تو با دل حزین باید رفت
از کوی تو با دل حزین باید رفت
با غصه و قهر همنشین باید رفت
رفتیم ز پیش تو بجائی که مپرس
از خدمت مخدوم چنین باید رفت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۶ - آن سبزه که گرد چشمه نوش تو خاست
آن سبزه که گرد چشمه نوش تو خاست
در صورت اگر چه طوطی شکر خاست
لیکن چو به زیر دامن آتش دارد
گه گه به گمان فتم که دود دل ماست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۷ - آن بت که حدیث دلبری قصه اوست
آن بت که حدیث دلبری قصه اوست
مه در غم کاس از غم و از غصه اوست
آورد و نهاد بیضه ئی چندم پیش
دل گفت سپیده را که اینحصه اوست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۸ - آن زخم که بر چهره جانان منست
آن زخم که بر چهره جانان منست
دردیست که پیوسته بدامان منست
نی نی غلطم بر رخ او زخمی نیست
آن زخم که دیده ایش بر جان منست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۹ - ایمظهر الطاف لطیفیت خوشست
ایمظهر الطاف لطیفیت خوشست
با همنفسان ذوق و ظریفیت خوشست
برخیز و بیا و یک صراحی می ناب
با خویش بیاور که حریفیت خوشست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۰ - ان روی چو افتاب در چشم منست
ان روی چو افتاب در چشم منست
وانموی چو مشک ناب در چشم منست
دیدم بگه زوال خورشید رخش
زانلحظه هنوزم آب در چشم منست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۱ - ایسرور عهد هر که شمشیر تو بست
ایسرور عهد هر که شمشیر تو بست
شیر فلکش بزیر بالان چو خرست
بدخواه تو خشگ مغز و گندا چو کماست
وز عمر چو باد بیزنش باد بدست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۲ - از راحت روزگار جز نامی نیست
از راحت روزگار جز نامی نیست
بی رنج دلی یافتن کامی نیست
صبحی ننماید از افق روشنیی
کاندر پی آن تیرگی شامی نیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۳ - این برشده دولاب که گردد پیوست
این برشده دولاب که گردد پیوست
گاهیش بلند بینی و گاهی پست
هرچیز که هست نیست هرگز نشود
و آن نیز که نیست هم نخواهد شد هست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۴ - از روی تو با برگ سمن فرقی نیست
از روی تو با برگ سمن فرقی نیست
وز قد تو تا سرو چمن فرقی نیست
هر چند بشانه میکنی فرق دو نیم
از موی تو تا مشک ختن فرقی نیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۵ - ای آمده از جهان گزینم رویت
ای آمده از جهان گزینم رویت
وی برده بغارت دل و دینم رویت
ترسم نبود که پیش رویت میرم
ترسم که بمیرم و نبینم رویت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۶ - ای کرده در آفاق روان جود توصیت
ای کرده در آفاق روان جود توصیت
وافکنده در افاق جهان جود توصیت
در عهد تو هر کجا جهد برق امید
چون رعد بر آرد پی آن جود توصیت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۷ - آویختم ایجان دلکی در کویت
آویختم ایجان دلکی در کویت
از طاق دو ابروت بیکتا مویت
تو جان منی و روشنست این همه را
کز تست حیاتم و نبینم رویت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۸ - انسان نه بدینصورت و شکل انسانست
انسان نه بدینصورت و شکل انسانست
کین شکل ز آمیزش جسم و جانست
آنی تو که جسم وجان من میگویند
و آنچیز که هر چه هست آنست آنست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۷۹ - آن بت که سروردل و نور بصرست
آن بت که سروردل و نور بصرست
معنیش یکی و در هزاران صورست
از وی چه نشان دهم که از غایت لطف
چون آب بهر جاش نشان دگرست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۸۰ - آنکس که جهان زوست جهان خود همه اوست
آنکس که جهان زوست جهان خود همه اوست
جانانش همیخوانم و جان خود همه اوست
خیزد شرر از آتش و چون در نگری
روشن شودت ازین که آن خود همه اوست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۸۱ - انکس که ازوست نیش نوشم هم ازوست
انکس که ازوست نیش نوشم هم ازوست
زانکس که سکون ازوست جوشم هم ازوست
وانکس که ز دست اوست خاموشی من
چون نیک نگه کنی خروشم هم ازوست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۸۲ - ایدل طلب دوست گرت عادت و خوست
ایدل طلب دوست گرت عادت و خوست
بیرون مبر از خویش پی اندر پی دوست
او جز من و من جز او نه ورحق طلبی
من من نیم انکس که منم اوست که اوست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۸۳ - ایدل طلب کار جهان چیزی نیست
ایدل طلب کار جهان چیزی نیست
خوشباش که بسیار جهان چیزی نیست
هر سود و زیان کز اوست شادی و غمت
در رسته بازار جهان چیزی نیست