تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۲۴ - پیوسته نشان عاشقان بد نامیست
پیوسته نشان عاشقان بد نامیست
کام دل این شیفتگان ناکامیست
گر سوختگانرا طمع وصل تو خاست
چون در نگری بنای آن بر خامیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۲۵ - در روضه توحید اگر بارت نیست
در روضه توحید اگر بارت نیست
بر شاخ مراد خویشتن بارت نیست
با خود غم دل گوی مگو با کس از آنک
بیرون ز تو کس محرم اسرارت نیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۲۶ - گر دور فلک تابع فرمان تو نیست
گر دور فلک تابع فرمان تو نیست
جز صبر درینواقعه درمان تو نیست
گر ملک جهان از تو ستاند دشمن
غمگین مشو ایدوست که آن آن تو نیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - سردار جهان خواجه که آئینش سخاست
سردار جهان خواجه که آئینش سخاست
بحریست کفش که موج آن جمله عطاست
من تشنه لب از ساحل آن گشتم باز
این نیز هم از طالع شوریده ماست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۲۸ - شاها ز تو کار عالمی سامان یافت
شاها ز تو کار عالمی سامان یافت
وز لطف تو درد همکنان درمان یافت
چون بهره بندگان زشه احسانست
پس ابن یمین از چه سبب حرمان یافت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۲۹ - دل شد ز پی وصل دلارام ز دست
دل شد ز پی وصل دلارام ز دست
جان نیز بران عزیمت از جای بجست
در نافه تاتار زدند آتش غم
تاتار خطش پشت لب یار نشست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - رنگ تو بتازگی ز گلنار بهست
رنگ تو بتازگی ز گلنار بهست
بویت زدم نافه تاتار بهست
چشم تو عجب نادره ئی افتادست
چونست که بی صحت و بیمار بهست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۱ - شیرین پسرا عزم حجازت ز چه خاست
شیرین پسرا عزم حجازت ز چه خاست
و اندیشه این راه درازت ز چه خاست
چون کعبه صاحبنظران کوی تو بود
آخر بسوی کعبه نیازت ز چه خاست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۲ - نقش عیادت ار چه بصورت عبادتست
نقش عیادت ار چه بصورت عبادتست
لیکن بنقطه ئی ز عبادت زیادتست
پرسیدن شکسته دلان اهل فضل را
نقصان فضل نیست کمال سعادتست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۳ - در کارگه وجود هر نقش که هست
در کارگه وجود هر نقش که هست
نقاش الست بیتو آن نقش ببست
در حیرتم از حال تو تا خود تو که ئی
نی بیتو بود کار و نه کاریت به دست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۴ - گفتم نخورم باده که کاری نه نکوست
گفتم نخورم باده که کاری نه نکوست
تا باز رهم ز طعنه دشمن و دوست
بشنید خرد گفت که هی چون نخوری
طاعت بود آن گنه که فرموده اوست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۵ - در وحدت کاینات آنرا که شکیست
در وحدت کاینات آنرا که شکیست
در بادیه شرک اسیر شرکیست
در آینه گر نگه کنی صورت خویش
ظاهر دو نمایدت ولی هر دو یکیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۶ - هر کو بسعادتی رسد روزی بیست
هر کو بسعادتی رسد روزی بیست
زانپس بشقاوتش بسی باید زیست
بنگر بگل تازه و زوگیر قیاس
کاندر پی یک خنده که زد چند گریست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۷ - گر هر چه کند بنده بتقدیر خداست
گر هر چه کند بنده بتقدیر خداست
گفتن که بداست کار میخواره خطاست
گیرم که برآنچه کرد مأجور نگشت
باری چو مطیع بود مأخوذ چراست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۸ - در راه یقین مرد درنگی هیچست
در راه یقین مرد درنگی هیچست
در عالم توحید دورنگی هیچست
تو لعبتکی بیش نئی ای سره مرد
با اهل نظر شوخی و شنگی هیچست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۹ - مائیم و می ناب و بتی خوب سرشت
مائیم و می ناب و بتی خوب سرشت
نه بیم ز دوزخ و نه امید بهشت
گر دوست بدستست فراغت دارم
از کعبه و بتخانه و محراب و کنشت
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۴۰ - هر کو دهنت ای بت جانی دیدست
هر کو دهنت ای بت جانی دیدست
سر چشمه آب زندگانی دیدست
زنگار گرفت و خون دل بسته ز غم
تا از دهنت شکر فشانی دیدست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۴۱ - حاصل چه از این که صورت خواجه نکوست
حاصل چه از این که صورت خواجه نکوست
چون مغز نبیندش خرد در خور پوست
گفتند رسیدی بر او گفتم نی
لاخل و لاخمر خرد هر که خور اوست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۴۲ - می از شر و شور و عربده خالی نیست
می از شر و شور و عربده خالی نیست
خوشتر ز خوشیش ذوقکی حالی نیست
من بر سر این ذوقم و با جمله صفا
با کس غرضیم جاهی و مالی نیست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۴۳ - سید پسرا روی تو ماه ختن است
سید پسرا روی تو ماه ختن است
بالات براستی چو سرو چمن است
گر پسته شیرین تو خندان نشدی
معلوم کجا شدی که هیچت دهن است