تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۴ - کو بخت که از جهان بیابم بهره
کو بخت که از جهان بیابم بهره
وز گردش آسمان بیابم بهره
نی نی همه کارها به کامم شده گیر
کو عمر که تا از آن بیابم بهره
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۵ - شاهی که بود نرم دل و آهسته
شاهی که بود نرم دل و آهسته
باشد همه کارهای ملکش بسته
گر خسرو سیاره جهانگیر شدست
ز آنست که تیغ میزند پیوسته
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۶ - شاها علم عفو تو افراشته به
شاها علم عفو تو افراشته به
زینرو رمضانرا عدم انگاشته به
آن گاو پرست سامری مذهب را
با ناله لامساس بگذاشته به
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۷ - تا داد بکدخدای دادار بچه
تا داد بکدخدای دادار بچه
چون من عزبی کجاست بسیار بچه
لولی نیم اما بود اندر وطنم
چون بنگه لولیان بخروار بچه
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۸ - در عالم تحقیق کسی یابد راه
در عالم تحقیق کسی یابد راه
کز وحدت کاینات باشد آگاه
سرگشته مباش و گرد هر کوی مگرد
معبود تو هر چه هست آنست اله
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۹ - رویت که بر اوست مظهر لطف اله
رویت که بر اوست مظهر لطف اله
زیباست بر او سه نقطه خال سیاه
کوبی من و توسه بوسه مشاطه حسن
از عنبر تر نهاده بر صفحه ماه
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۰ - ای خجلت ماه ختنی جان منی
ای خجلت ماه ختنی جان منی
وی غیرت سرو چمنی جان منی
خود را وتر اقیاس کردم با هم
نه دور ز من نه با منی جان منی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۱ - ای دور شب فراق آخر بسر آی
ای دور شب فراق آخر بسر آی
وی نوبت روز وصل یکبار در آی
گر عمر منی ایشب هجران بگذر
ور جان منی ای نفس صبح بر آی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۲ - ایدل ز جهان جان بسلامت بردی
ایدل ز جهان جان بسلامت بردی
از لوح ضمیر اگر طمع بستردی
در دور فلک که کاسه صافی گردد
هم ز اول خم همی دهندت دردی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۳ - ای بر چمن باغ هنر سرو سهی
ای بر چمن باغ هنر سرو سهی
افسوس که کرد از تو قضا جای تهی
پر قطره خونست مرا دل چو انار
تا از تو بمن نمیرسد بوی بهی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۴ - آمد بعیادت برم آنسر و سهی
آمد بعیادت برم آنسر و سهی
چون یافت خبر که بس سقیمست رهی
پرسید که آرزوی تو چیست بگوی
گفتم که ندارم آرزو جز ببهی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۵ - ایخواجه توئی انک چو تو گرم روی
ایخواجه توئی انک چو تو گرم روی
در مردی ورادی نبود هیچ گوی
دارم خرکی و هر شب از کاه دریغ
جو خواهد اگر چه می نیرزد بجوی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۶ - ای جود ترا حاتم طی گشته رهی
ای جود ترا حاتم طی گشته رهی
وی روی نموده از توام روز بهی
هر چند که نان یافتم از دولت تو
اما نتوانم که خورم نان تهی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۷ - آن بت که بود رخش بهارو باغی
آن بت که بود رخش بهارو باغی
بر چهره نهاد چشم زخمش داغی
آن داغ سیاه بر سپیدی رخش
چون بر گل تر نشسته دیدم زاغی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۸ - ای جسته دوا از در هر بیماری
ای جسته دوا از در هر بیماری
تا چند ز تقلید تو در هر کاری
گر صاحب افسری نیاری گشتن
جهدی کن و سرمده فرا افساری
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۱۹ - ایدل ز پی حطام دنیای دنی
ایدل ز پی حطام دنیای دنی
در خرمن عمر خویش آتش چه زنی
بگذار بکام خود که خواهیش گذاشت
ناکام از انکه هست بگذاشتن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۲۰ - از عمر ترا امید بر خور داری
از عمر ترا امید بر خور داری
گر هست غم فقر بدل در ناری
روزیکه دهد دست بشادی گذران
شاید که دگر عمر چنان نکذاری
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۲۱ - ای گوهر پاک از کدامین کانی
ای گوهر پاک از کدامین کانی
کز غایت روشنی ز ما پنهانی
حرمان ز وصال تو هم از غفلت ماست
ما در طلب و تو در میان جانی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۲۲ - در صورت ما جمال خود می بینی
در صورت ما جمال خود می بینی
در دیده ما خیال خود می بینی
در سینه ما سرور خود مییابی
در کسوت ما وصال خود می بینی
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۲۳ - از حال من آگهی تو ای بار خدای
از حال من آگهی تو ای بار خدای
و آن نیز توانی که ترا باشد رای
گر جز تو کسی هست بدو راه نمای
ور نیست پس این گره ز کارم بگشای