تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱۶ - بر هرچه نگاه کردم اسباب غم است
بر هرچه نگاه کردم اسباب غم است
چیزی که ازو دلم شود شاد، کم است
ما را به وصال او چه جای شادی ست
در کشتن شمع، صبح تیغ دو دم است
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱۷ - دیگر ز بهار، شورش مرغان است
دیگر ز بهار، شورش مرغان است
وز نغمه چمن چو مجلس مستان است
از سبزه زمانه عرصه ی کشمیر است
وز لاله چمن دیار داغستان است
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱۸ - مال دنیا که منعمان را جان است
مال دنیا که منعمان را جان است
فرداست که صرف کار محتاجان است
تا چند به پشت گاو، خر خواهد بود
آخر گذر پوست به سراجان است
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱۹ - رخشت که دمش علامت چوگان است
رخشت که دمش علامت چوگان است
در دعوی خود چو گوی در میدان است
رنگین شود از رنگ خوشش دست، مگر
در خانه ی زین تو حنابندان است؟
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲۰ - ماییم و دلی که دایم از غم خون است
ماییم و دلی که دایم از غم خون است
از دایره ی ساختگی بیرون است
موزونی طبع ما بود زینت ما
تقطیع برای طبع ناموزون است
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲۱ - ابروی تو از غمزه دگر پر گره است
ابروی تو از غمزه دگر پر گره است
تیری انداز چون کمان به زه است
هر عضوم ازو، جدا نشاطی دارد
در دل عشق تو چون عروسی [به] ده است
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲۲ - دیگر ز چمن خرمی اخراج شده ست
دیگر ز چمن خرمی اخراج شده ست
سامان گل از خزان به تاراج شده ست
پروانه به بخت خویشتن می نازد
بلبل به گل چراغ محتاج شده ست
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲۳ - با من بخت سیاه در بدمهری ست
با من بخت سیاه در بدمهری ست
زهری ست، اگرچه رنگ او پازهری ست
از حال خراب من خبر می گوید
رنگم که چو زعفران ویران شهری ست
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲۴ - امشب که فلک در پی عشرت سازی ست
امشب که فلک در پی عشرت سازی ست
از رقص بتان به بزم آتشبازی ست
قامت ز ادا رقص روانی دارد
گردن ز اصول در صراحی بازی ست
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲۵ - ای دل چه نشسته ای که فرصت نفسی ست
ای دل چه نشسته ای که فرصت نفسی ست
بشتاب به راه تا صدای جرسی ست
در زیر فلک، پی گرفتاری ما
چون خانه ی صیاد به هر سو قفسی ست
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲۶ - از گریه ی ماست هرکجا طوفانی ست
از گریه ی ماست هرکجا طوفانی ست
وز ناله ی ماست هرکجا افغانی ست
بلبل که به علم ناله افلاطون است
در مکتب ما، طفل «گلستان» خوانی ست
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲۷ - ای خواجه ترا ضعیفی از پیری نیست
ای خواجه ترا ضعیفی از پیری نیست
از گرسنگی ست سستی، از سیری نیست
اسبی که کشند بر ورق نقاشان
گر بی حرکت بود ز جوگیری نیست
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲۸ - عارف که به سعی خویش از دنیا رفت
عارف که به سعی خویش از دنیا رفت
مرغی به قفس بال همی زد تا رفت
زین چاه که فکر تو به جایی نرسد
منصور به نیم گز رسن بالا رفت
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲۹ - دردا که ز دست، یار بگزیده برفت
دردا که ز دست، یار بگزیده برفت
آرام و قرار دل غمدیده برفت
شد دیده سفید و دل سیاه است، که گفت؟
کز دل برود هر آنچه از دیده برفت
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳۰ - بی جذبه ی دوستان ز جا نتوان رفت
بی جذبه ی دوستان ز جا نتوان رفت
هر راه که نیست رهنما، نتوان رفت
فریاد مؤذن بشنو تا دانی
ناخوانده به خانه ی خدا نتوان رفت
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳۱ - در بحر نیابد اگر از فیض تو قوت
در بحر نیابد اگر از فیض تو قوت
اورنگ صدف شود گهر را تابوت
گر زان که نه لطف تو برو آب زند
در آتش رنگ خود بسوزد یاقوت
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳۲ - نوروز شد و زد به گلستان ز فرح
نوروز شد و زد به گلستان ز فرح
طاووس بهار، چتر از قوس قزح
در بزم ز جوش گل ز بس جای نماند
استاده چو لاله بر سر پای، قدح
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳۳ - جمعند در انجمن چو ارباب عناد
جمعند در انجمن چو ارباب عناد
خیزد ز نفس درازی خامه فساد
از پنج فزون گشت چو ابیات غزل
بر پنجه ی او بود چو انگشت زیاد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳۴ - ای غمزه ی تو نهاده رسم بیداد
ای غمزه ی تو نهاده رسم بیداد
مژگان تو خونریز چو تیغ جلاد
از داغ جدایی تو هفت اعضایم
مچون نی هفت بند، دارد فریاد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳۵ - عید تو همیشه در طرب سازی باد
عید تو همیشه در طرب سازی باد
کار تو چو خورشید سرافرازی باد
در بزم تو چرخ از سرانگشت هلال
چون کاسه ی چینی به خوش آوازی باد