تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۰ - دل خون شدم از نگاه دزدیدن تو
دل خون شدم از نگاه دزدیدن تو
وز دامن اختلاط بر چیدن تو
از لذت آشتی خبر یافته ای
پیداست ز لحظه لحظه زنجیدن تو
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - ایدل چو زوصل یار مأیوس شدی
ایدل چو زوصل یار مأیوس شدی
با محنت و درد هجر مأنوس شدی
پا تا به سرت گشته نهان در گل داغ
گلشن تن خود به رنگ طاووس شدی
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۲ - افسوس که فیض از دل آگه نبری
افسوس که فیض از دل آگه نبری
راهی به خود از همت کوته نبری
از خویش برون خرام و در منزل باش
ناکرده سفر ز خود به خود ره نبری
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۳ - عشق جانکاه را ز دستت ندهی
عشق جانکاه را ز دستت ندهی
هشدار این راه را ز دستت ندهی
در ناله بکوش تا نفس در قفس است
سررشتهٔ آه را ز دستت ندهی
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۴ - نسبت به خودت عقل و تمیزی ندهی
نسبت به خودت عقل و تمیزی ندهی
یعنی در قیمتت پشیزی ندهی
فردا بازار خودفروشی است کساد
امروز بهار خویش چیزی ندهی
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۵ - ایدل تا کی به گل رخان یار شوی
ایدل تا کی به گل رخان یار شوی
بینم که تو هم چو دیده خونبار شوی
آشفتهٔ حسن بد بلایم کردی
یارب به بلای بد گرفتار شوی
اهلی شیرازی : اشعار ترکیبی
رباعی مستزاد
این مغبچگان بما ملامت چه کنند
بی جرم و خطا
ما را بدر از کوی سلامت چکنند
از راه جفا
امروز اگر کشند ما را بستم
وز پیش برند
فردا که بود روز قیامت چکنند
ماییم و شما
اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۴ - تاریخ وفات میر محمد
این گنج نهان که ذات عالی نسب است
در موهبتش میر محمد لقب است
تاریخ وفات او چو جستم ز خرد
فرمود که شیخ زاده با ادب است
اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۱۱ - تاریخ ولادت
این گوهر پاک کو جهانگیر شود
خاک قدمش غیرت اکسیر شود
تاریخ ولادتش چو جستم گفتد
یارب که بکام اهل دل پیر شود
اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۱۶ - تاریخ وفات یادگار محمود
رفت آخر از جهان میر اجل
آنکه دایم لطف و احسان مینمود
یادگارش نام و محمودش لقب
صاحب تمکین و لطف و خلق وجود
سال تاریخش چو جستم عقل گفت
یادگار عاقبت محمود بود
اهلی شیرازی : تواریخ
شماره ۲۲ - تاریخ وفات خواجه کمال
آن کز غم او شمع چگل میسوزد
رفت و دل خلق متصل میسوزد
فریاد که بهر سال تاریخ وفات
بی خواجه کمال جان و دل میسوزد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱ - ای خواجه که فهم نکته سنج است ترا
ای خواجه که فهم نکته سنج است ترا
چند از پی زر دوی چه رنج است ترا
چون از زر و مال غیر روزی نخوری
انگار که صد هزار گنج است ترا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲ - از کسب کمال اگر ملال است ترا
از کسب کمال اگر ملال است ترا
کسبی که کنی کمال حال است ترا
آموختن کمال کسبی که تراست
دریاب که آن کسب کمال است ترا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳ - ای همچو گهر در صدف سینه ی ما
ای همچو گهر در صدف سینه ی ما
هر گوهر راز توست گنجینه ی ما
حقا که غرض ز هستی ما نبود
جز جلوه ی حسن تو در آیینه ما
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴ - یارب سگ کوی مقبلی ساز مرا
یارب سگ کوی مقبلی ساز مرا
آیینه ز عشق منجلی ساز مرا
اقبال جهان مرا جوی نیست قبول
مقبول محمد و علی ساز مرا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵ - یارب نظر لطف به سویم بگشا
یارب نظر لطف به سویم بگشا
وز دست دعا دری برویم بگشا
یا موی تنم با گره دل خوشدار
یا این گره از تن چو مویم بگشا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶ - گر درد دل از غم حبیب است مرا
گر درد دل از غم حبیب است مرا
غم نیست که هم غمش طبیب است مرا
از فخر جهانیان مرا عار بود
گر فقر محمدی نصیب است مرا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷ - گر نیست کلید بخت در پنجه ی ما
گر نیست کلید بخت در پنجه ی ما
وان گل نشود به پرسشی رنجه ی ما
خوش باش که آخر از پس پرده ی غیب
صبحی بدمد که بشکفد غنچه ی ما
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸ - زان روز که آب و گل سرشتند مرا
زان روز که آب و گل سرشتند مرا
در دل همه تخم مهر کشتند مرا
سرگشته تر از مهم که خورشید و خان
یک روز به حال خود نهشتند مرا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۹ - تا زلف تو کرد در غم آغشته مرا
تا زلف تو کرد در غم آغشته مرا
گم شد ز جفای چرخ سررشته مرا
باری چو رهم به گلشن وصل تو نیست
در وادی غم مدار سرگشته مرا