تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۰ - عشق آب حیات و خضر فرح فالست
عشق آب حیات و خضر فرح فالست
عشق آینه محول الاحوال است
گر جان نبود بشعق شاید بودن
من زنده بعشقم اینزمان چل سال است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۱ - هر چند که صیت شعرم « ظ » آفاق شنفقت
هر چند که صیت شعرم « ظ » آفاق شنفقت
کس گرد غمی به مهرم از چهره نرفت
هرگز دل من ز مهر کس شاد نشد
هرگز گل شادی من از کس نشکفت
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۲ - عشق است که آرزوی جان همه اوست
عشق است که آرزوی جان همه اوست
عشق است که آشیان مرغ همه اوست
نه ترک نه فارسی نه هند و نه عرب
لیکن همه دان و همزبان همه اوست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۳ - آن شاهد بین که نغزی عجبست
آن شاهد بین که نغزی عجبست
وان چشم که بادام دو مغزی عجبست
چون بوالهوسان پا مفشارید بوصل
زانروی که وصل پای لغزی عجبست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۴ - پروانه صفت سوز دلم پنهان است
پروانه صفت سوز دلم پنهان است
کارم نه چو بلبل از غمت افغان است
ما را نه که در همان زبان نیست ولی
فریاد زدن نه شیوه مردان است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۵ - سبز شکرین که نیشکر بنده اوست
سبز شکرین که نیشکر بنده اوست
صد جان بفدای یک شکر خنده اوست
در دور لبش آب حیات است نهان
پیداست که آب خضر شرمنده اوست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۶ - ای گل که رخ ترا صفایی عجبست
ای گل که رخ ترا صفایی عجبست
از عشق منت نشو و نمایی عجبست
تا دل بهتر دادم شه خوبان شده یی
مرغ دل عاشقان همایی عجبست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۷ - ای غایت هر هنر که در آدم هست
ای غایت هر هنر که در آدم هست
مقصود منی ز هر چه در عالم هست
من خسته دلم ز خدمت گر دورم
از ضعف تنست و ضعف طالع هم هست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۸ - آن غمزده ام که زهر غم نوش منست
آن غمزده ام که زهر غم نوش منست
محنت کش عالم دل مدهوش منست
دور از تو ستون خانه غم شده ام
بار غم عالم همه بر دوش منست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۹ - ای آنکه در تو قبله اهل وفاست
ای آنکه در تو قبله اهل وفاست
هر کس که امیدی بودش از تو رواست
کار همه کس چون شود از لطف تو راست
در کار منت اینهمه اهمال چراست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۰ - عمرست شبی که با حریف طربیست
عمرست شبی که با حریف طربیست
مرگست شبی که بی رخ نوش لبیست
این هر دو شب است لیکن از روی حساب
صد سال تفاوت ز شبی تا به شبیست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۱ - در وادی عشق کز صفت بیرونست
در وادی عشق کز صفت بیرونست
حال دل عاشقان چه پرسی خونست
در هر پس سنگ کشته صد کوهکن است
در هر بن خار مرده صد مجنونست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۲ - گردون طبق از بلندی همت بست
گردون طبق از بلندی همت بست
شد خاک زبون پستی از همت پست
پستی و بلندی همه از همت ماست
وابسته به همت است هر چیز که هست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۳ - آنکس که ز حسن او جلوه گرست
آنکس که ز حسن او جلوه گرست
صبحی دگرست و آفتابی دگرست
خورشید فلک کجا نماید کانجا
هر ذره کمتر، از فلک بیشترست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۴ - آن بت که خراب او سامریست
آن بت که خراب او سامریست
او قبله ما بصورت ظاهریست
در سجده او مباش کاهل زنهار
کاندر ره عشق کاهلی کافریست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۵ - آنی که دم مسیح یارت شده است
آنی که دم مسیح یارت شده است
بخشیدن جان همیشه کارت شده است
جانی که تو بخشی چو فدای تو شود
هم گوهر گنج خود نثارت شده است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۶ - بیمارم و هر کس که ببالین منست
بیمارم و هر کس که ببالین منست
گر گفت دعای عمر در کین منست
من عمر چه میکنم که دورم زبرت
دور از تو دعای عمر نفرین منست
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۷ - خورشید مرا بنیکبختان نگه است
خورشید مرا بنیکبختان نگه است
بخش من از او چو سایه بخت سیه است
خورشید و شان سزای اوج شرفند
گر ذره بآسمان رود خاک ره است
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۸ - ای سرو که هرگز نبود درد و غمت
ای سرو که هرگز نبود درد و غمت
پرسیدن خسته نیست دور از کرمت
عذر قدمت چه خواهم ای سرو بلند
جان در قدمت دهم بعذر قدمت
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۸۹ - بد مهری چرخ بی وفا معلومست
بد مهری چرخ بی وفا معلومست
جورش همگی بعاشق مظلومست
خسرو رسدش زکوة حسن از شیرین
فرهاد که مستحق بود محرومست