تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۰ - گر عمر بکار می کنی حیف بود
گر عمر بکار می کنی حیف بود
وین نامه بهر زه طی کنی حیف بود
جاییکه سروش غیب آید سوی تو
گرگوش بچنگ و نی کنی حیف بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۱ - می باده فروش داد و زر میطلبد
می باده فروش داد و زر میطلبد
معشوقه نشست و جان و سر میطلبد
برخیز که کام دل ز معشوقه و می
هر چند که میدهی دگر میطلبد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۲ - ای پیر شکسته توبه سست نهاد
ای پیر شکسته توبه سست نهاد
تا کی بهوای دل دهی عمر بباد
گیرم ز خدا و خلق شرمت نبود
شرمنده خود نمیشوی شرمت باد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۳ - گر رخش هوای دل اسیرت نبود
گر رخش هوای دل اسیرت نبود
افتی بچهی که در ضمیرت نبود
مرکب به نشیب آرزو تیز مران
برتاب عنان که بار گیرت نبود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۴ - در روی جوانان نظری میباید
در روی جوانان نظری میباید
اما نظری و گذری میباید
مردی که در این راه نلغزد بهوس
ثابت قدمی راهبری میباید
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۵ - شهوت نهلی که چون شرابت ببرد
شهوت نهلی که چون شرابت ببرد
برتاب عنان و گرنه تابت ببرد
اندازه چو جام عدل از دست مده
افراط مکن و گرنه آبت ببرد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۶ - کس در پی آزار دل افکار مباد
کس در پی آزار دل افکار مباد
وز محنت شهوت دل کس زار مباد
در قید فتد سگی که شهوت راند
در لذت نفس کس گرفتار مباد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۷ - آدم که بعشق محرم یار بود
آدم که بعشق محرم یار بود
در احسن تقویم سزاوار بود
هر گه که بشهوت آید از عشق فرو
در اسفل سافلین گرفتار بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۸ - عاشق که همیشه وصل یارش باشد
عاشق که همیشه وصل یارش باشد
از وصل ببوسه انتظارش باشد
چون بوسه زند میل کنارش باشد
پس عشق درین میان چکارش باشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۱۹ - خوش گفت پدر مرا کسی مرد بود
خوش گفت پدر مرا کسی مرد بود
کز زن گذرد فرد و جهان گرد بود
گر زن نکنی فرد شوی ای فرزند
فرزند که زن نباشدش فرد بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۰ - آنانکه بخوبی زنان مینازند
آنانکه بخوبی زنان مینازند
با صورت دیوار نظر میبازند
جز صورت دیوار چه خواهد بودن
شکلی که بسرخی و سفیدی سازند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۱ - دست تو بشاهدان عالم نرسد
دست تو بشاهدان عالم نرسد
ورهم برسد زور وزرت هم نرسد
قانع بیکی اگر شوی جمله تر است
ور جمله طلب کنی بجز غم نرسد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۲ - آدم که نتش سرای ویران باشد
آدم که نتش سرای ویران باشد
تا در نگری خاک پریشان باشد
مد الفی که بر سر آدمی است
بر حرف وجودش خط بطلان باشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۳ - دردا که رسید پیری و داد نوید
دردا که رسید پیری و داد نوید
کز صفحه عمر شسته شد خط امید
بر آتش دلکش جوانی بنشست
خاکستر ناامیدی از موی سپید
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۴ - این غره عمر عاقبت سلخ شود
این غره عمر عاقبت سلخ شود
گر صاحب عمر خسرو و بلخ شود
در غره بود غره بشیرینی عمر
چون سلخ شود ببین که چون تلخ شود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۵ - آن خواجه که خانه را بکهگل اندود
آن خواجه که خانه را بکهگل اندود
کهگل بسرا ماند و او خود فرسود
تن پرور بیعقل چه پرورد بناز
گویی که ثبات برگ کاهیش نبود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۶ - هر چند که خصم کینه‌ور می‌باشد
هر چند که خصم کینه‌ور می‌باشد
وز عالم مهر بی‌خبر می‌باشد
در کشتن او حریص‌تر پیر فلک
پیر از همه کس حریص‌تر می‌باشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۷ - گردون که همیشه خاطر آزار بود
گردون که همیشه خاطر آزار بود
گر لطف کند هم نه بهنجار بود
یک جو ندهد ز هر چه در کار بود
چیزی که نبایدت بخروار بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۸ - گلزار جهان که غیر خارش نبود
گلزار جهان که غیر خارش نبود
امید گلی ز نوبهارش نبود
صاحب نظر اعتبار کاهیش نکرد
کورست که چشم اعتبارش نبود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۹ - پیری که ز خستگی تنش تاب خورد
پیری که ز خستگی تنش تاب خورد
سودش ندهد اگر چه جلاب خورد
برگی که بموسم خزان زرد شود
ریز دز درخت اگر چه صد آب خورد