تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۰ - گردون تن ما چه خانه جان میکرد
گردون تن ما چه خانه جان میکرد
از بهر چه ساخت چونکه ویران میکرد
اینخاک چه گل کرد؟ که هم خاک شود
وین جمع چه ساخت چون پریشان میکرد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۱ - هر چیز که نوبهار و نوبر باشد
هر چیز که نوبهار و نوبر باشد
چون پیر شود ضعیف و لاغر باشد
اما می تلخ وعشق شیرین دهنان
هر چند کهن شود جوان تر باشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۲ - بیگانه وشی که دیر دیرش بینند
بیگانه وشی که دیر دیرش بینند
به زانکه بدوستی دلیرش بینند
دریاب که گل بتازه روییست عزیز
خوارست بهفته یی که سیرش بینند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۳ - تا کار بخلقت نفتد یار تو اند
تا کار بخلقت نفتد یار تو اند
چون کار فتد دشمن خونخوار تواند
بنشین و بحاجت در احباب مزن
کاحباب بوقت حاجت اغیار تواند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۴ - فریاد که عمر رفت و حرمان بفزود
فریاد که عمر رفت و حرمان بفزود
سرمایه جان زیان شد اندر غم سود
بود زا می غفلتم حساب الفرحی
آخر که بهوش آمده ام هیچ نبود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۵ - نقش سخنم بنقش نقاش بود
نقش سخنم بنقش نقاش بود
جان است ولی نهان ز اوباش بود
روزی که اجل طلسم ما را شکند
این گنج نهان بر همه کس فاش بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۶ - من نقد درستم نه مس روی اندود
من نقد درستم نه مس روی اندود
وین نقد گر امتحان کنی دارد سود
گر بر محکش زنی همانست که هست
گر بشکنیش همان درستست که بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۷ - تا رهزن خواب در سرایت نبرد
تا رهزن خواب در سرایت نبرد
بیدار نشین که هوش و تابت نبرد
گر ره ببری که ذوق بیداری چیست
حقا که دگر ز ذوق خوابت نبرد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۸ - عمر تو اگر بخواب غفلت گذرد
عمر تو اگر بخواب غفلت گذرد
آن عمر کسی بزندگی کی شمرد
گر فهم کنی که ذوق بیداری چیست
شاید که گر ز ذوق خوابت نبرد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۳۹ - هر چیز که در علم تو معلوم بود
هر چیز که در علم تو معلوم بود
موجود باشد اگر چه معدوم بود
نخل دو جهان شکستن و ساختن
در دست ارادت تو چون موم بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۰ - پروانه تر از شمع روشن طلبد
پروانه تر از شمع روشن طلبد
موسی ز چراغ نخل ایمن طلبد
نقد تو برون ز گنج دل نیست ولی
از دل طلبم من و دل از من طلبد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۱ - مست تو کسی بود که چون آه کند
مست تو کسی بود که چون آه کند
جانرا بغبار آه همراه کند
هر کس که کند نفی خود اثبات تو کرد
اثبات تو نفی ما سوی الله کند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۲ - هر چیز که در جهان نمودی دارد
هر چیز که در جهان نمودی دارد
کی پیش بقای حق وجودی دارد
در بحر وجود هر که زد چو حباب
آخر عدمست دیر و زودی دارد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۳ - در راه حق انبیا چو انجم گشتند
در راه حق انبیا چو انجم گشتند
یعنی همه رهنمای مردم گشتند
خورشید عرب چو سر زد از مشرق غیب
ایشان همه در ظهور او گم گشتند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۴ - از بسکه دلم پیام او میشنود
از بسکه دلم پیام او میشنود
و اوصاف مه تمام او میشنود
چشم از همه رویی رخ او مینگرد
گوش از همه گوشه نام او میشنود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۵ - از آل علی هر چه ترا دل باشد
از آل علی هر چه ترا دل باشد
از شاه خراسان همه حاصل باشد
در موسی و سی و نه خلف فرقی نیست
ایشان چلشان یکی یکی چل باشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۶ - بر مهر علی خوش نفسان میجوشند
بر مهر علی خوش نفسان میجوشند
بر غیر علی هیچکسان میجوشند
انس مگس نحل به میر نحل است
بر کون خران خرمگسان میجوشند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۷ - ما را ز حسین تشنه چون یاد
ما را ز حسین تشنه چون یاد
از هر بن مو هزار فریاد آید
آیا فلک این تحملش بود کزو
بر آل علی اینهمه بیداد آید
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۸ - با علم خدا عین یقین میباید
با علم خدا عین یقین میباید
چشم و دل و عقل خرده بین میباید
هر چیز که گویی به ازین میباید
حقا که چنین نیست چنین میباید
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۴۹ - هر چند به حکمت شده یی فرد و وحید
هر چند به حکمت شده یی فرد و وحید
بویی ز تو از راه شریعت نوزید
با اینهمه فضل اگر زدینت پرسند
شاید که تو خود پاک ندانی ز پلید