عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۱ - بر روی محیط است کف پای حباب
بر روی محیط است کف پای حباب
نگرفته درین بحر، کسی جای حباب
عاشق، ز شکستگی، همه عشق شود
دریا شده، تا شکسته مینای حباب
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹ - جان از تو دمی برد دمی دیگر باخت
جان از تو دمی برد دمی دیگر باخت
تن از تو گهی قوی شد و گاه گداخت
نه در نظر آیی و نه در دل گنجی
ای عشق، حقیقت تو را کس نشناخت
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۳ - جان نیست که در آتش جانانه نسوخت
جان نیست که در آتش جانانه نسوخت
بی گرمی باده هیچ پیمانه نسوخت
عاشق همه آن کند که معشوق کند
تا درنگرفت شمع، پروانه نسوخت
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۷ - ای گل، که چنین کرد ز خود بی خبرت؟
ای گل، که چنین کرد ز خود بی خبرت؟
وی لاله ز عشق کیست داغ جگرت؟
ای سرو، تو هم گر به چمن آزادی
چون می‌نهد آشیانه قمری به سرت؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۰ - ای عشق، اجل چیست بر شمشیرت؟
ای عشق، اجل چیست بر شمشیرت؟
بر فرق فلک خورد سر شمشیرت
از بخیه به زخم پرده‌پوشم، تا غیر
آگه نشود ز جوهر شمشیرت
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۱ - یک قوم، امیدوار از روز نخست
یک قوم، امیدوار از روز نخست
قومی شده ناامید از همت سست
ای عشق، سپرده‌اند خلقی به تو دل
تا کوزه که را برآید از آب، درست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۲ - مجنون تو رسوای جهان دگرست
مجنون تو رسوای جهان دگرست
افشاگر این راز، زبان دگرست
ژولیدگی مو نبرد عیب خرد
دیوانه عشق را نشان دگر است
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴ - دانم ندهد به گفتگو وصلش دست
دانم ندهد به گفتگو وصلش دست
این غصه، لبم را ز سخن‌گفتن بست
تا حسن طلب بسته لبم را قدسی
چون نقطه نمی‌توان به حرفم پیوست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۷۵ - شیدایی عشق در جهان بسیارست
شیدایی عشق در جهان بسیارست
عشق است که یک انار و صد بیمار است
آمیخته قهر و لطف با هم اما
یک جنگ و هزار آشتی در کارست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۷۹ - آن را که سری به عشق عالم‌سوزست
آن را که سری به عشق عالم‌سوزست
بختش مسعود و طالعش فیروز است
اکنون که شب از موی سفیدم روزست
معلومم شد که عشق پیرآموزست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۸۲ - ...........
...........
...........ست
تا سرزده از شمع چنین بی‌ادبی
پروانه ز عشق شمع وا سوخته است
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۸۴ - آیند اگر به مصلحت با هم راست
آیند اگر به مصلحت با هم راست
آمیزش عشق با خرد حرف کجاست
هرچند که جوشند به هم در یک پوست
در بیضه همان سفیده از زرده جداست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۸۵ - جان زنده بود به عشق و عشق تو به جاست
جان زنده بود به عشق و عشق تو به جاست
بر ذره ز آفتاب، بس منت‌هاست
هر جزوی را وصول کل، کل دارد
آن قطره که پیوست به دریا، دریاست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۸۷ - رخسار تو هر کجاست، صبح طرب است
رخسار تو هر کجاست، صبح طرب است
گر شام غمی ره برد آنجا، عجب است
آنجا که سر زلف دراز تو نشست
پاس نفس صبح، کمال ادب است
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۸۸ - نیشی که خورد بر دل مجروح کجاست
نیشی که خورد بر دل مجروح کجاست
دردی که ازو تازه شود روح کجاست
طوفان بلا بر سرم آورد خرد
ای عشق بگو سفینه نوح کجاست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۸۹ - مردم ز فراق منزل یار کجاست
مردم ز فراق منزل یار کجاست
در شهر، دواشناس بیمار کجاست
ای آن که ز چارسوی عشق آمده‌ای
بنمای به من دکان عطار کجاست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۹۵ - محرومی‌ام از صحبت احباب بس است
محرومی‌ام از صحبت احباب بس است
بی‌تابی‌ام از آه جگرتاب بس است
تا چند دهد هجر، دلم را مالش؟
ای بخت بمال دیده را خواب بس است
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۹۶ - گر عشق مرا شود خریدار بس است
گر عشق مرا شود خریدار بس است
ور غم بودم مونس و غمخوار بس است
ای آن که مراد دو جهان می‌طلبی
این از تو و آن از تو مرا یار بس است
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۹۹ - چون شمع به سوختن کنی خوی، خوش است
چون شمع به سوختن کنی خوی، خوش است
دایم ز پی شعله تکاپوی خوش است
از سوز منال چون دم از عشق زدی
آری سوزند هرچه را بوی خوش است
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - از مهر تو، مه ذره صفت رقاص است
از مهر تو، مه ذره صفت رقاص است
اما گهر شناخت، خاص‌الخاص است
عارف دارد گوهر عرفان تو را
غارت‌گر خانه صدف غواص است