تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۹۰ - آمد سحری بخوابم آنشاخ شکر
آمد سحری بخوابم آنشاخ شکر
وز لب شکری داد بدین خسته جگر
چون یاد کنم از آن شکر خواب سحر
شیرین شودم مذاق جان بار دگر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۹۱ - آنمه بجفا ز ما برید آخر کار
آنمه بجفا ز ما برید آخر کار
دامن ز مصاحبت کشید آخر کار
اهلی بفغان ز زخم تیغش نامد
تا کارد باستخوان رسید آخر کار
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۹۲ - رویت چمن است صد گل آورده به بار
رویت چمن است صد گل آورده به بار
چشم از همه چون گوشه نشین کرده بیار
آن نرگس خوابناک و خار مژه ات
آهو بچه ایست خفته در سایه خار
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۹۳ - گر دم نزنم فسونه گویی کم گیر
گر دم نزنم فسونه گویی کم گیر
ور کم شود از زلف تو مویی کم گیر
در کوی تو گر زبان ببندد اجلم
فریاد سگی از سر کویی کم گیر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۹۴ - آنگل که غمش ز پادشاهی خوشتر
آنگل که غمش ز پادشاهی خوشتر
رویش ز صفای صبحگاهی خوشتر
هر چند که دلخواه بود عیش جهان
دیدار خوشش زهر چه خواهی خوشتر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۹۵ - یارب تو ز چشم غیر مستورم دار
یارب تو ز چشم غیر مستورم دار
وز باده عشق مست و مخمورم دار
بی یاد تو من گر نفسی خواهم زد
یارب ز غبار آن نفس دورم دار
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۹۶ - یارب گنهم ببخش و عذرم بپذیر
یارب گنهم ببخش و عذرم بپذیر
درمانده مساز بنده پیر فقیر
عمرم همه خوش گذشت و این باقی عمر
بر سستی حالم از کرم سخت مگیر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۹۷ - یارب تو مراد من غمناک بر آر
یارب تو مراد من غمناک بر آر
وز خاک چو ذره ام بر افلاک برآر
تخم گنهم چو دانه در خاک فکن
بار دگرم چو سبزه از خاک برآر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۹۸ - گر راز دلت نگفته باشد بهتر
گر راز دلت نگفته باشد بهتر
کس حال تو کم شنفته باشد بهتر
زنهار که هر چه میکنی پنهان کن
طاعت هم اگر نهفته باشد بهتر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۹۹ - زنهار بغیبت از کسی نام مبر
زنهار بغیبت از کسی نام مبر
آن زنده که نیست در میان مرده شمر
شرمت نبود که مرده گیری بزبان
غیبت بگذار و همچو سگ مرده مخور
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۰ - هر چند که تنگدستی ای شاخ بهار
هر چند که تنگدستی ای شاخ بهار
بوی کرم از تو میدمد لیل و نهار
خوشباش که تنگدستی غنچه گل
بهتر ز فراغ دستی شاخ بهار
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۱ - ای قطره آب از منی و ما بگذر
ای قطره آب از منی و ما بگذر
بنگر که شدی از چه ممر در چه ممر
محبوس کجا شدی چو خونها خوردی
و آخر بچه شکل آمدی باز بدر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۲ - ای مست حق از می مجازی بگذر
ای مست حق از می مجازی بگذر
وزعشق بتان و عشوه سازی بگذر
با مغبچگان عشق و جوانی خوبست
چون پیر شدی ز بچه بازی بگذر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۳ - هرچند بدلخواه رود ظاهر عمر
هرچند بدلخواه رود ظاهر عمر
زنهار که باش ای پسر حاضر عمر
در اول عمر اگر هزارت مزه است
جز بیمزگی نیاید از آخر عمر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۴ - مشنو که چو من عمر تباهیست دگر
مشنو که چو من عمر تباهیست دگر
وز شعر چو من نامه سیاهیست دگر
خواهم بزبان شعر عذر گنهی
وین عذر گناه هم گناهیست دگر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۵ - گه بر در کعبه ایم گه بر در دیر
گه بر در کعبه ایم گه بر در دیر
گه همدم خویشیم و گهی محرم غیر
خیر و شر کار حالیا پیدا نیست
باشد که بود خاتمت کار بخیر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۶ - آنرا که اجل شکست پیمانه عمر
آنرا که اجل شکست پیمانه عمر
وز جور اجل برون شد از خانه عمر
گوید بزبان حال اگر فهم کنی
کای رند نماز کن بشکرانه عمر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۷ - زانگونه شوی زنده بتقدیر دگر
زانگونه شوی زنده بتقدیر دگر
کز سبزه جوان شد چمن و پیر دگر
آنروز که نطفه بودی ایشخص چه بود
فردا که شوی خاک همان گیر دگر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۸ - از پرسش دوستان قدم باز مگیر
از پرسش دوستان قدم باز مگیر
وندر خور دسترس کرم باز مگیر
تا خورده زر غنچه صفت در کف تست
از خلق جهان ز بیش و کم باز مگیر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۰۹ - آنکس که بخدمت تو تن کرد اسیر
آنکس که بخدمت تو تن کرد اسیر
مزدش برسان و بلطف و منت بپذیر
خواهی که قبول حق بود خدمت تو
یکجو ز حق خدمت کس باز مگیر