تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۰ - کسری که فلک بمعدلت پروردش
کسری که فلک بمعدلت پروردش
بیداد اجل بین که چسان گم کردش
ظالم که غبار فتنه انگیخته است
تا چشم بهم نی نبینی گردش
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۱ - با خلق کرم کن و بآزار مکوش
با خلق کرم کن و بآزار مکوش
ور جور کنی ز غیرت حق مخروش
بازار خداست هر چه آرند برند
ایخواجه چنانکه میخری باز فروش
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۲ - فرزند نکو بر آر ای صاحب هش
فرزند نکو بر آر ای صاحب هش
ور زشت بر آریش هم از پیش بکش
انگور در اصل طبع خود شیرین است
از تربیت تو میشود تلخ و ترش
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۳ - آن قد چو سرو بین و روی چو مهش
آن قد چو سرو بین و روی چو مهش
وان نرگس پر عشوه آهو نگهش
سر تا بقدم تمام جانست چه جان
جانی که هزار جان بود خاک رهش
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۴ - عقل است کسی که شه برد فرمانش
عقل است کسی که شه برد فرمانش
عقل است سری که گم بود سامانش
ما بنده عشقیم که در هر نفسیش
عیدیست که صد هزار جان قربانش
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۵ - گرخانه سیه زعشق او شد مخروش
گرخانه سیه زعشق او شد مخروش
ور دیده سفید از انتظارش کم جوش
یوسف بسواد دیده از دست مده
چشم از درم سیه چو یعقوب بپوش
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۶ - تا کی نگرم بدیده روشن خویش
تا کی نگرم بدیده روشن خویش
همچون مژه خار فتنه بر دامن خویش
خون گریم از آن هوس که بینم باری
گلهای طرب شکفته پیرامن خویش
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۷ - گر دوست نصیب ما نکردست فراغ
گر دوست نصیب ما نکردست فراغ
ما نیز چو شمع دل نهادیم به داغ
ایدل چو چراغ سر مکش زاتش غم
از سوز و گداز چاره اش نیست چراغ
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۸ - ایمه که ندارم از تو پروای چراغ
ایمه که ندارم از تو پروای چراغ
جایی که تویی کجا بود جای چراغ
در پای تو سوخت اهلی آخر نظری
هر چند که تاریک بود پای چراغ
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۹ - پیریم و فقیر و ناتوانیم و ضعیف
پیریم و فقیر و ناتوانیم و ضعیف
ما را نبود بغیر غم یار و حریف
با اینهمه شادیم بقرآن مجید
چون حافظ حال ماست الله لطیف
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۴۰ - دهقان چو بخاک افکند تخم ضعیف
دهقان چو بخاک افکند تخم ضعیف
یک صد شود از لطف خداوند لطیف
ده یک چونمیدهد که تخم افزون به « کذا »
طوفان فنا برافکند تخم خریف
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۴۱ - برخیز و طواف کعبه مشمار گزاف
برخیز و طواف کعبه مشمار گزاف
کین رمز کسی نیابد الا دل صاف
آن نور که طوف کعبه را شوق دلست
گر با تو بود کند تو را کعبه طواف
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۴۲ - گر بگسلی از لذت تن همچو ملک
گر بگسلی از لذت تن همچو ملک
پرواز کند طایر روحت بفلک
از عرش فتاده یی بفرش از پی نفس
زنهار که تا نیفتی آخر بدرک
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۴۳ - آدم به کریوه ایست در راه فلک
آدم به کریوه ایست در راه فلک
شیبش درک و فراز معراج ملک
عقلش سوی معراج کشد لیک بسعی
آسان بردش نفس و طبیعت بدرک
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۴۴ - اهلی که مرید تو بود پیر فلک
اهلی که مرید تو بود پیر فلک
شاگرد غم تو گشت و استاد ملک
گویا سخن او نمکی یافته است
از چاشنی لعل تو ای کان نمک
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۴۵ - فرزند بخوی و بوی خودساز بزرگ
فرزند بخوی و بوی خودساز بزرگ
مگذار بصحبتش چو تاجیک چه ترک
در ظاهر کس مبین که بسیار کسی
با صورت یوسف است و با سیرت گرگ
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۴۶ - در طور فنا چو موسی از خود بگسل
در طور فنا چو موسی از خود بگسل
مستانه عنان هستی از دست بهل
تا از شجر طیبه وادی عشق
فریاد انا الله زند از آتش دل
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۴۷ - شهوت چه حرام و چه حلال است و بال
شهوت چه حرام و چه حلال است و بال
کان یکدمه لذتست و صد ساله ملال
خون تو حلال است اگر هست حرام
مال تو حرام است اگر هست حلال
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۴۸ - اهلی ز جهانیان چو مجنون بگسل
اهلی ز جهانیان چو مجنون بگسل
وین دام و ددان بهم در افتاده بهل
با طرفه غزالان سیه چشم نشین
کارایش عالمند و آسایش دل
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۴۹ - زاد همه راه برگ و سازست ایدل
زاد همه راه برگ و سازست ایدل
زاد ره آخرت نمازست ایدل
دانی که نماز توشه آخرتست
بی توشه مرو که ره درازست ایدل