تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۰ - عاشق شوی آنزمان که تن خاک کنی
عاشق شوی آنزمان که تن خاک کنی
نقش بت پرست از دورن پاک کنی
عاشق نشوی بدانکه چون لاله مست
داغب بنهی و جامه یی چاک کنی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۱ - ساقی تو مگر چشم کرم باز کنی
ساقی تو مگر چشم کرم باز کنی
تا کی همه شیوه جفا ساز کنی
دریا دریا بکام مستان ریزی
یک جرعه بما دهی و صد ناز کنی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۲ - گر طالب فیض آب انگور شوی
گر طالب فیض آب انگور شوی
می نوش نه خمر کز صفا دور شوی
می یک دو دم است بعد از آن مست شراب
خمرست گهی که مست و مخمور شوی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۳ - اهلی بدر آ ز گوشه تنهایی
اهلی بدر آ ز گوشه تنهایی
می نوش و بعیش کوش اگر دانایی
در دنیی اگر ز عیش دنیا دوری
دنیا چکنی چکاره دنیایی؟
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۴ - گر خاک رهش بدیده ام گل کردی
گر خاک رهش بدیده ام گل کردی
کی تخم امید میوه دل کردی
گر چرخ ز انجم نشدی دانه فشان
کی خرمن مهر و ماه حاصل کردی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۵ - جان در غم یوسف چو زلیخا نکنی
جان در غم یوسف چو زلیخا نکنی
یعقوب صفت نه مرد بیت الحزنی
در معرکه عشق چه نامند ترا
کاندر صف عشاق نه مردی نه زنی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۶ - آراسته آمد و چه آراستنی
آراسته آمد و چه آراستنی
دل خواست بعشوه و چه دل خواستنی
بنشست و شراب خورد و برخاست برقص
وه وه چه نشستی چه برخاستنی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۷ - از عشق اگر جگر کبابی باشی
از عشق اگر جگر کبابی باشی
به کز پی عقل در سرابی باشی
در سایه مقبلی اگر خاک شوی
بهتر که بخود سر آفتابی باشی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۸ - ای باد به یک سخن دلم خوش کردی
ای باد به یک سخن دلم خوش کردی
زخم دل از آن عهدشکن خوش کردی
جان تازه شد از پیام آن شوخ مرا
خوش باد دلت که جان من خوش کردی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۹ - آنی که بحسن از مه و خورشید بهی
آنی که بحسن از مه و خورشید بهی
از غمزه کسی ز خنده جان بازدهی
گر میل چنین سرمه ز مژگان سازی
خاکت ندهد کسی که بر دیده کشی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۰ - ای کز مه خود چو سایه بی نور تری
ای کز مه خود چو سایه بی نور تری
نزدیک تری و ز همه مهجور تری
از کعبه مقصود چو رو تافته یی
هر چند که میروی ازو دور تری
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۱ - ساقی نظری به بینوایی باری
ساقی نظری به بینوایی باری
گر باده نمیدهی صلایی باری
درمان منست یک نگه چون نکنی
از نیم نگه نیم دوایی باری
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۲ - گر وعده همیدهی و جان میسوزی
گر وعده همیدهی و جان میسوزی
گاهم بکرشمه نهان میسوزی
شمعی تو و صد زبان چرب است ترا
القصه مرا بصد زبان میسوزی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۳ - گفتی ز زبان سبزه زار و لب جوی
گفتی ز زبان سبزه زار و لب جوی
کز آب حیات عمر جاوید مجوی
این باد هواست در پی باد مپوی
می آب بقاست میخور و هیچ مگوی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۴ - گر زلف چو شست او قضا بگشادی
گر زلف چو شست او قضا بگشادی
وین دانه خال بر لبش بنهادی
از شاخ بلند طوبی باغ بهشت
کی طایر جان بدام دل افتادی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۵ - اهلی تو که با اهل ریا نزدیکی
اهلی تو که با اهل ریا نزدیکی
از پستی خود بحق کجا نزدیکی
منصور صفت بلندی از عشق طلب
بردار برآ که با خدا نزدیکی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۶ - می نوش نه آنچنان که از دست شوی
می نوش نه آنچنان که از دست شوی
در پای خسان چون خاک ره پست شوی
بیداری عیش شب بفریاد چه سود
کز خواب صبوحی چو سگان مست شوی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۷ - در راه سخن جز به ادب راه مپوی
در راه سخن جز به ادب راه مپوی
بیشی بسخن زمهتر از خویش مجوی
بلبل نشوی که خوانمت هرزه سرا
طوطی شو اگر نپرسمت هیچ مگوی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۸ - گر با همه کس راست روی پیشه کنی
گر با همه کس راست روی پیشه کنی
فردوس چو شیران خدا بیشه کنی
هر نیک و بدی که با کسی خواهی کرد
باید همه در شان خود اندیشه کنی
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۲۹ - گر خلق فرشته اند اگر دیو و پری
گر خلق فرشته اند اگر دیو و پری
باید همه را بچشم نیکو نگری
با خلق معاش چون صبا کن یعنی
بر خار چنان گذر که بر گل گذری