تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۷۴ - شام آمد و رفت سر به پابوس خیال
شام آمد و رفت سر به پابوس خیال
بر تخت شهی نشست کاووس خیال
از گردش گونه گونه اشکال نجوم
گردید دماغ دهر فانوس خیال
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۷۵ - در عشق بود عرض تمنا مشکل
در عشق بود عرض تمنا مشکل
کاینجاست نفس غرقه به خونابه دل
در بادیه ای فتاده راهم که دروست
پاها ز گداز زهره خاک به گل
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۷۶ - آن را که بود درستیی در فرجام
آن را که بود درستیی در فرجام
هم محرم خاص آید و هم مرجع عام
آسان نبود کشاکش پاس قبول
زنهار نگردی به نکویی بدنام
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۷۷ - شاها هر چند وایه جوی آمده ام
شاها هر چند وایه جوی آمده ام
دانی که چه مایه نغزگوی آمده ام
رنگم که بهار را به روی آمده ام
آبم که محیط را به جوی آمده ام
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۷۸ - هر چند شبی که میهمانش کردم
هر چند شبی که میهمانش کردم
بر خویش به لابه مهربانش کردم
آه از دل هیچگه میاسای که من
در وصل ز خویش بدگمانش کردم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۷۹ - رنجورم و می به دهر درمان بودم
رنجورم و می به دهر درمان بودم
نیروی دل و روشنی جان بودم
گفتم به پدر که خو به می نوشی کن
تا باده به میراث فراوان بودم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۰ - در سینه ز غم زخم سنانی دارم
در سینه ز غم زخم سنانی دارم
چشم و دل خونابه فشانی دارم
دانی که مرا چون تو نمی باید هیچ
ای فارغ از آن که جسم و جانی دارم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۱ - نی کشته زخم ناوک و شمشیرم
نی کشته زخم ناوک و شمشیرم
نی خسته ناخن پلنگ و شیرم
لب می گزم و خون به زبان می لیسم
خون می خورم و ز زندگانی سیرم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۲ - تا کی رمدم شفق تراشد از چشم
تا کی رمدم شفق تراشد از چشم
هر دم مژه خون به روی پاشد از چشم
قطع نظر از چشم دلی نیزم هست
بینید که خسته تر نباشد از چشم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۳ - غالب آزاده موحد کیشم
غالب آزاده موحد کیشم
بر پاکی خویشتن گواه خویشم
گفتی به سخن به رفتگان کس نرسد
از بازپسین نکته گزاران پیشم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۴ - غالب به گهر ز دوده زاد شمم
غالب به گهر ز دوده زاد شمم
زان رو به صفای دم تیغ ست دمم
چون رفت سپهبدی زدم چنگ به شعر
شد تیر شکسته نیاکان قلمم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۵ - خواهم که دگر سخن به پیغاره نم
خواهم که دگر سخن به پیغاره نم
تا جان ستم رسیده را چاره کنم
رسم ست جواب نامه چون نیست جواب
باید که تو پس دهی و من پاره کنم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۶ - شرطست که بهر ضبط آداب و رسوم
شرطست که بهر ضبط آداب و رسوم
خیزد بعد از نبی امام معصوم
زاجماع چه گویی به علی بازگرای
مه جای نشین مهر باشد نه نجوم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۷ - در عهد تو و منست در هفت اقلیم
در عهد تو و منست در هفت اقلیم
برخاستن امید و خون گشتن بیم
از جلوه چه ماند تا بسازند بهشت
از شعله چه ماند تا بتابند جحیم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۸ - تا میکش و جوهر دو سخنور داریم
تا میکش و جوهر دو سخنور داریم
شأن دگر و شوکت دیگر داریم
در میکده پیریم که میکش از ماست
در معرکه تیغیم که جوهر داریم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۹ - زین سان که همیشه در روانی ماییم
زین سان که همیشه در روانی ماییم
سرچشمه راز آسمانی ماییم
بخشی ز دساتیر بود نامه ما
ساسان ششم به کاردانی ماییم
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۹۰ - نازم به نشاط این چنین برگشتن
نازم به نشاط این چنین برگشتن
رمزیست نهفته اندرین برگشتن
سرمایه نازش ست و پیرایه حسن
برگشتن مژگان بود این برگشتن
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۹۱ - شرطست به دهر در مظفر گشتن
شرطست به دهر در مظفر گشتن
اسباب دلاوری میسر گشتن
جامی ز شراب ارغوانی باید
آن را که بود هوای خاور گشتن
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۹۲ - غالب چو ز دامگه بدر جستم من
غالب چو ز دامگه بدر جستم من
آخر ز چه بود این همه برگشتن
باید که کنم هزار نفرین بر خویش
لیکن به زبان جاده راه وطن
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۹۳ - بر قول تو اعتماد نتوان کردن
بر قول تو اعتماد نتوان کردن
خود را به گزاف شاد نتوان کردن
از کثرت وعده های پی در پی تو
یک وعده درست یاد نتوان کردن