تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۳۹ - دل قبله ای از طرف کلاهی دارد
دل قبله ای از طرف کلاهی دارد
جان بتکده سجده پناهی دارد
عید است به دیوانه مبارک باشد
قربانگاهی از سر راهی دارد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱ - بی چیزی من اگر چه پابست مرا
بی چیزی من اگر چه پابست مرا
غم نیست که تاب نیستی هست مرا
با بی سر و پایی ز قناعت دائم
سرمایه ی روزگار در دست مرا
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲ - تن یافت برهنگی ز بی رختی ما
تن یافت برهنگی ز بی رختی ما
دل تن به قضا داد ز جان سختی ما
چون دید غم و محنت ما را شب عید
بگرفت عزای روز بدبختی ما
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳ - از بس که زند نوای غم چنگی ما
از بس که زند نوای غم چنگی ما
اندوه کند عزم همآهنگی ما
شادی و گشایش جهان کافی نیست
در موقع غم برای دل تنگی ما
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۴ - دردا که ز جهل درد نادانی ما
دردا که ز جهل درد نادانی ما
چون سلسله شد جمع پریشانی ما
با حق قضاوت اجانب امروز
یک داغ سیاهیست به پیشانی ما
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۵ - ای آنکه تو را به دل نه شک است و نه ریب
ای آنکه تو را به دل نه شک است و نه ریب
آگاه ز حال خضر و چوپان شعیب
خوش باش که گر خبر به طوفان ندهند
هر روز بگیرد خبر از مخبر غیب
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶ - در این ره سخت گر شود پای تو سست
در این ره سخت گر شود پای تو سست
از دست شکستگان شوی رنجه درست
هر چیز که خواستی مهیا کردند
گر مرد هنروری کنون نوبت تست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷ - در موقع سخت می نباید شد سست
در موقع سخت می نباید شد سست
کز عزم، شکسته را توان کرد درست
خورشید موفقیت رخشان را
در سایه ی اتفاق می باید جست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۸ - امروز محصلین ز اعلی تا پست
امروز محصلین ز اعلی تا پست
دارند کل اندر کف و بیرق در دست
یعنی که به قحطی زدگان رحم کنید
ای ملت با عاطفه ی نوع پرست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۹ - پیش همه منفعت اگر مطلوب است
پیش همه منفعت اگر مطلوب است
در نفع چرا این بد و آن یک خوب است
سودی که زیان ندارد از بهر عموم
سودیست که جوینده ی آن محبوب است
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰ - با طبع بلند قصر قیصر هیچ است
با طبع بلند قصر قیصر هیچ است
دارایی دارا و سکندر هیچ است
با خانه به دوشی ببر همت ما
صد قافله گنج خانه ی زر هیچ است
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱ - هر مملکتی در این جهان آباد است
هر مملکتی در این جهان آباد است
آبادیش از پرتو عدل و داد است
کمتر شود از حادثه ویران و خراب
هر مملکتی که بیشتر آزاد است
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۲ - روزی که شرار بغض و کین شعله ور است
روزی که شرار بغض و کین شعله ور است
وز آتش فتنه خشک و تر در خطر است
افسوس من این است که در آن هنگام
بیچاره تر آن بود که بیچاره تر است
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۳ - هر خواجه که خیل و حشمش بیشتر است
هر خواجه که خیل و حشمش بیشتر است
درد و غم و رنج و المش بیشتر است
دنیا نبود جای سرور و شادی
هر پیشتری درد و غمش بیشتر است
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۴ - هر روز در این خرابه جنگی دگر است
هر روز در این خرابه جنگی دگر است
در ساغر شهد ما شرنگی دگر است
اوضاع سیاست عمومی گویا
چون بوقلمون باز به رنگی دگر است
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۵ - جان بنده رنج و زحمت کارگر است
جان بنده رنج و زحمت کارگر است
دل غرقه به خون ز محنت کارگر است
با دیده انصاف چو نیکو نگری
آفاق رهین منت کارگر است
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶ - دنیای ضعیف‌کُش که از حق دور است
دنیای ضعیف‌کُش که از حق دور است
حق را به قوی می‌دهد و معذور است
بیهوده سخن ز حق و باطل چه کنی؟
رو زور به دست آر که حق با زور است
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷ - ما را همه از دو کون یک گوشه بس است
ما را همه از دو کون یک گوشه بس است
در راه طلب عزم متین توشه بس است
از کشته روزگار و از خرمن دهر
یک دانه کفایت است و یک خوشه بس است
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۸ - اکنون که چمن چو چتر کیکاوس است
اکنون که چمن چو چتر کیکاوس است
وز سبزه دمن چو خوابگاه طوس است
برخیز به بط کن می چون چشم خروس
کز گل در و دشت چون پر طاوس است
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۹ - در مسلک ما طریق مطلوب خوش است
در مسلک ما طریق مطلوب خوش است
دلجویی مردمان مغلوب خوش است
کافی نبود برای ما نیت خوب
با نیت خوب، کرده خوب خوش است