تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۵ - من خفته بدم دوش دل از یار جدا
من خفته بدم دوش دل از یار جدا
بر بالینم رسته یکی شاخ گیا
بیخش غم و درد و حسرت و بار بلا
از هر سه بلا جان و دلم گشته ملا
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۶ - مادر چو بزاد آن بدعا خواسته را
مادر چو بزاد آن بدعا خواسته را
کرده است نشان آن مه پیراسته را
خالیست میان آن مه ناکاسته را
گر مهر نهد کسی چنین خواسته را
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۷ - ای شاه چو کردگار بگشاد ترا
ای شاه چو کردگار بگشاد ترا
در ملک بقای جاودان داد ترا
سلطان که بنیکوئی کند یاد ترا
منشور بامر او فرستاد ترا
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۸ - ای نوش لب و لاله رخ و سیم قفا
ای نوش لب و لاله رخ و سیم قفا
کردی دو رخم برنگ چون زر صفا
گر تو ننموده ای مرا مهر و وفا
چندین نکشیدمی بدین شهر جفا
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۹ - یک نیم دلم کلبچه یک نیم کباب
یک نیم دلم کلبچه یک نیم کباب
یک نیمه در آتش و دگر نیمه در آب
مسکین دل من خراب کردی بعذاب
اکنون تو همی خراج خواهی ز خراب
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰ - تا فتنه دلم بر آن لب میگونست
تا فتنه دلم بر آن لب میگونست
صبرم کم و عشق هر زمان افزونست
گویند برون فتاد رازت چونست
چون راز درون بود که دل بیرونست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۱ - ای گشته خجل ماه فلک از نظرت
ای گشته خجل ماه فلک از نظرت
شد تیره شکر زان لب همچون شکرت
نائی بر من تا که بگیرم ببرت
شرط آنکه بود دیده من رهگذرت
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۲ - روی تو بشبهای سیه روز منست
روی تو بشبهای سیه روز منست
عشقت بخزان بهار ونوروز منست
قد تو دلارا و دل افروز منست
گیتی بمراد بخت پیروز منست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۳ - تا کی باشم صبور در محنت دوست
تا کی باشم صبور در محنت دوست
کارام دل و جان من از دیدن اوست
گر زین دوستی ترا بدراند پوست
از دوست همیشه دور بودن نه نکوست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۴ - چون دیده من دید ترا روز نخست
چون دیده من دید ترا روز نخست
مسکین دل من هوای دیدار تو جست
اکنون که ترا هوای من نیست درست
یا ناز مکن یا دل من باز فرست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۵ - آنی که وفا نباید از مهر تو جست
آنی که وفا نباید از مهر تو جست
در وعده مخالفی و در پیمان سست
بی شرمی و بیدادگری پیشه تست
دست از تو بصابون رئی باید شست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۶ - چون جان و روان خویشتن داشتمت
چون جان و روان خویشتن داشتمت
دشمن بودی و دوست انگاشتمت
چون تو نبدی چنانکه پنداشتمت
از مهر تو بس کردم و بگذاشتمت
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۷ - تا من بودم بود مرا دولت جفت
تا من بودم بود مرا دولت جفت
وین دولت بیدارم یک روز نخفت
بد گوی مرا طعنه چه بتواند گفت
الماس بابریشم که بتواند سفت
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۸ - بالات بود بسان سروان بهشت
بالات بود بسان سروان بهشت
با خال تو خال حور فردوسی زشت
رضوان که همی عنبر زلف تو سرشت
یک نقطه همی چکید و بستوده بهشت
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۹ - دارنده داد و دین ملک مملانست
دارنده داد و دین ملک مملانست
چون شیر بروز کین ملک مملانست
با دانش و دین قرین ملک مملانست
تا حشر بافرین ملک مملانست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۲۰ - آرام دل ولی ملک مملانست
آرام دل ولی ملک مملانست
از مهر و وفا ملی ملک مملانست
بر تیغ ظفر حلی ملک مملانست
در جنگ به از علی ملک مملانست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۲۱ - تابنده چو خورشید ملک مملانست
تابنده چو خورشید ملک مملانست
ماننده جمشید ملک مملانست
فرخنده چو افرید ملک مملانست
چون ایزد جاوید ملک مملانست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۲۲ - دلدار مرا بر دل من رحمت نیست
دلدار مرا بر دل من رحمت نیست
تن را بجفا و جور او طاقت نیست
این است بلا که صبر در عادت نیست
دل آلت صبر است مرا آلت نیست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۲۳ - از هجر تو ابر چشم باران ریز است
از هجر تو ابر چشم باران ریز است
بر جان و دلم غم تو آتش بیز است
هجر تو بلا فزا و شور انگیز است
این هجر نه وصل روز رستاخیز است
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۲۴ - هنگام سخا و جامه و جام تراست
هنگام سخا و جامه و جام تراست
فرمان شهان و نامه و نام تراست
اصل بد و نیک اندر ایام تراست
تقدیر و مراد و بخت و هنگام تراست