تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۹ - حورا به نظارهٔ نگارم صف زد
حورا به نظارهٔ نگارم صف زد
رضوان به عجب بماند و کف بر کف زد
آن خال سیه بر آن رخ مطرف زد
ابدال زبیم چنگ در مصحف زد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۰ - گر غره به عمری به تبی برخیزد
گر غره به عمری به تبی برخیزد
وین روز جوانی به شبی برخیزد
بیداد مکن که مردم آزاری تو
در زیر لبی به یاربی برخیزد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۱ - خواهی که ترا دولت ابرار رسد
خواهی که ترا دولت ابرار رسد
مپسند که از تو بر کس آزار رسد
از مرگ میندیش و غم رزق مخور
کاین هر دو به وقت خویش ناچار رسد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۲ - این گیدی گبر از کجا پیدا شد
این گیدی گبر از کجا پیدا شد
این صورت قبر از کجا پیدا شد
خورشید مرا ز دیده‌ام پنهان کرد
این لکهٔ ابر از کجا پیدا شد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۳ - دلخسته و سینه چاک می‌باید شد
دلخسته و سینه چاک می‌باید شد
وز هستی خویش پاک می‌باید شد
آن به که به خود پاک شویم اول کار
چون آخر کار خاک می‌باید شد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۴ - از شبنم عشق خاک آدم گل شد
از شبنم عشق خاک آدم گل شد
شوری برخاست، فتنه‌ای حاصل شد
سر نشتر عشق بر رگ روح زدند
یک قطره ی خون چکید و نامش دل شد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۵ - تا ولولهٔ عشق تو در گوشم شد
تا ولولهٔ عشق تو در گوشم شد
عقل و خرد و هوش فراموشم شد
تا یک ورق از عشق تو از بر کردم
سیصد ورق از علم فراموشم شد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۶ - انواع خطا گر چه خدا می‌بخشد
انواع خطا گر چه خدا می‌بخشد
هر اسم عطیه‌ای جدا می‌بخشد
در هر آنی حقیقت عالم را
یک اسم فنا یکی بقا می‌بخشد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۷ - از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
مقبول تو جز مقبل جاوید نشد
مهرت به کدام ذره پیوست دمی؟
کان ذره به از هزار خورشید نشد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۸ - صوفی به سماع دست از آن افشاند
صوفی به سماع دست از آن افشاند
تا آتش دل به حیلتی بنشاند
عاقل داند که دایه گهوارهٔ طفل
از بهر سکون طفل می‌جنباند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۲۹ - کی حال فتاده هرزه گردی داند
کی حال فتاده هرزه گردی داند
بی‌درد کجا لذت دردی داند
نامرد به چیزی نخرد مردان را
مردی باید که قدر مردی داند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۰ - این عمر به ابر نوبهاران ماند
این عمر به ابر نوبهاران ماند
این دیده به سیل کوهساران ماند
ای دوست چنان بزی که بعد از مردن
انگشت گزیدنی به یاران ماند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۱ - اسرار وجود خام و ناپخته بماند
اسرار وجود خام و ناپخته بماند
و آن گوهر بس شریف ناسفته بماند
هر کس به دلیل عقل چیزی گفتند
آن نکته که اصل بود ناگفته بماند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۲ - چرخ و مه و مهر در تمنای تواند
چرخ و مه و مهر در تمنای تواند
جان و دل و دیده در تماشای تواند
ارواح مقدسان علوی شب و روز
ابجدخوانان لوح سودای تواند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۳ - آنها که ز معبود خبر یافته‌اند
آنها که ز معبود خبر یافته‌اند
از جملهٔ کاینات سر یافته‌اند
دریوزه همی کنند مردان ز نظر
مردان همه از قرب نظر یافته‌اند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۴ - زان پیش که طاق چرخ اعلا زده‌اند
زان پیش که طاق چرخ اعلا زده‌اند
وین بارگه سپهر مینا زده‌اند
ما در عدم آباد ازل خوش خفته
بی ما رقم عشق تو بر ما زده‌اند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۵ - آن روز که نور بر ثریا بستند
آن روز که نور بر ثریا بستند
وین منطقه بر میان جوزا بستند
در کتم عدم بسان آتش بر شمع
عشقت به هزار رشته بر ما بستند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۶ - آنروز که نقش کوه و هامون بستند
آنروز که نقش کوه و هامون بستند
ترکیب سهی قدان موزون بستند
پابسته به زنجیر جنون من بودم
مردم سخنی به پای مجنون بستند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۷ - قومی ز خیال در غرور افتادند
قومی ز خیال در غرور افتادند
و ندر طلب حور و قصور افتادند
قومی متشککند و قومی به یقین
از کوی تو دور دور دور افتادند
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۸ - در تکیه قلندران چو بنگم دادند
در تکیه قلندران چو بنگم دادند
در کاسه بجای لوت سنگم دادند
گفتم ز چه روی خاست این خواری ما
ریشم بگرفتند و به چنگم دادند