تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۹۱ - دوش آن بت زرین کمر سیمین بر
دوش آن بت زرین کمر سیمین بر
می کرد نیاز بر من از پسته شکر
رومی به چه تا زاد ترا یک مادر
می داد مرا در آب خشک آتش تر
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۹۲ - شبهای وصال ما کجا شد آخر
شبهای وصال ما کجا شد آخر
وآن عشرت حال ما کجا شد آخر
گیرم که شب وصال را چشم رسید
در خواب خیال ما کجا شد آخر
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۹۳ - هر روز ترا یک بدآموز دگر
هر روز ترا یک بدآموز دگر
هر لحظه ز تو در دل من سوز دگر
گفتی که برو ز شهر اگر درد اینست
من خود ز جهان روم دو سه روز دگر
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۹۴ - در مجلس خسرو همایون اختر
در مجلس خسرو همایون اختر
آن طرفگی لاله سر مست نگر
هم خال و رخست و هم ندیم ساقی
هم مجمر و عود هم گلاب و شکر
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۹۵ - غم گنج نهاده ای چه خواهم دیگر
غم گنج نهاده ای چه خواهم دیگر
اشکم چو گشاده ای چه خواهم دیگر
گفتی که چه بایدت بخواه و مندیش
چون هر همه داده ای چه خواهم دیگر
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۹۶ - پیش لب خود یاد شکر هیچ مگیر
پیش لب خود یاد شکر هیچ مگیر
پایان چو شد این سخن ز سر هیچ مگیر
گفتی تو مرا چو باد در سر داری
خاک قدم توام دگر هیچ مگیر
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۹۷ - هر سنگی را که آفتاب از تک و تاز
هر سنگی را که آفتاب از تک و تاز
پیروزه و لعل کرد در عمر دراز
در بزم انداخت خسرو بنده نواز
کز همچو منی چنین سزد سنگ انداز
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۹۸ - مهمان من آمده است جانان امروز
مهمان من آمده است جانان امروز
با عیش خوشم به روی مهمان امروز
گر شب برسد به لب رسد جان امروز
شب را برما بار مده هان امروز
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۹۹ - گر صبر نِه‌ای، ای دل پر خون بگریز
گر صبر نِه‌ای، ای دل پر خون بگریز
ور خصم نِه‌ای، ای فلک دون بگریز
ای راحت خسته گر نخفتی باز آی
وی دولت خفته گر نمردی بر خیز
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۰ - از درد دل پر غمم ای ماه به ترس
از درد دل پر غمم ای ماه به ترس
وی خفته ز ناله سحرگاه به ترس
در هر نفسی تعبیه دارم آهی
ای آینه میگویمت از آه به ترس
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - سبحان الله در آن جوانی و هوس
سبحان الله در آن جوانی و هوس
روز و شبم اندیشه همی بودی و بس
کاندر پیری ز من نباید کس را
چون پیر شدم مرا نبایست از کس
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۲ - ای دولت حسن تو شده یکصد باش؟
ای دولت حسن تو شده یکصد باش؟
تا نام تو بر زبان خلق افتد باش
تو خیر بکن برسر کار خود باش
اندیک تو میکن و همه گوید باش
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۳ - ای دوست مطیع دشمن هجران باش
ای دوست مطیع دشمن هجران باش
همخانه عقل و همنشین جان باش
بنمای جمال و کودکی دعوت کن
بفرست خیال و گوش بر مهمان باش
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۴ - ای شاه جهان را که خطر نیست ببخش
ای شاه جهان را که خطر نیست ببخش
جرم من اگر هست و گر نیست ببخش
هر چند گناه من بزرگ است ای شاه
دانم که ز تو بزرگتر نیست ببخش
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۵ - دشمن که فتاده است بوصلت هوسش
دشمن که فتاده است بوصلت هوسش
هر لحظه مبادا به طرب دست رسش
نی نی نکنم دعای بد زین سپسش
دشمن اگر از آهن است عشق تو بسش
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۶ - شاهنشه را که بخت بادا وطنش
شاهنشه را که بخت بادا وطنش
شد نیک فراموش ز بنده حسنش
امروز منم بنده نیکو سخنش
ای رحمت شاه یاد ندهی ز منش
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۷ - ای دل به دل آنچه می کند یار بکش
ای دل به دل آنچه می کند یار بکش
این بار چنانکه باید این بار بکش
از روی گلت اگر همی ناید روی
از دیده به دیده سر از خار بکش
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۸ - ای دل قدح بلاش چون نوش بکش
ای دل قدح بلاش چون نوش بکش
هو بد به امید روی نیکوش بکش
چون حلقه بندگیش داری در گوش
او گم نکند تو پنبه از گوش بکش
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۰۹ - آیینه بیار است خط چون زنگش
آیینه بیار است خط چون زنگش
دل گشت فراخ از دهان تنگش
نقش از پری و رنگ ز گل بر بودست
خورشید منقش و مه گلرنگش
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۱۰ - هر دم جنگ است با من مسکینش
هر دم جنگ است با من مسکینش
هر لحظه فزون است چو مهرم کینش
سبحان الله زبان تلخش نگرید
بیزار شدم از آن لب شیرینش