تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۷ - من از کرمت بسی حکایت دارم
من از کرمت بسی حکایت دارم
کی از ستمت دگر شکایت دارم
هرگز ستمی ندیده ام از تو بلی
ز اندازه فزون چشم عنایت دارم
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۸ - ای عشق آخر سخن گذارت کردم
ای عشق آخر سخن گذارت کردم
آسوده و عاجز و نزارت کردم
چهل سال شنیده ام ز تو لاف و گزاف
آخر دردست عقل خوارت کردم
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۹ - از دوری تو تن نزاری دارم
از دوری تو تن نزاری دارم
جانی غمگین، دل فکاری دارم
در رهگذرت نشسته جان بر سر دست
برخیز و بیا که با تو کاری دارم
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۰ - امشب دگر ای دوست نه تنها مستم
امشب دگر ای دوست نه تنها مستم
دیوانه و مست هر چه خواهی هستم
چون دست نمیدهد که بوسم پایت
افتاده ام از پای که گیری دستم
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۱ - پیوند غمت تا بدل و جان بستم
پیوند غمت تا بدل و جان بستم
از دل ببریدم وز جان بگسستم
اندوه تو را چه شکر گویم کزوی
از شادی و اندوه دو عالم رستم
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۲ - گر تیر غم تو را نشانیم چه غم
گر تیر غم تو را نشانیم چه غم
در عشق تو رسوای جهانیم چه غم
بدنامی و ننگ را ندانیم چه باک
وزغمناکی چو شاد مانیم چه غم
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۳ - جانی که اسیر دست هجران دارم
جانی که اسیر دست هجران دارم
خواهم که فدای پای جانان دارم
ای کاش بدا منش در آرم روزی
دستی کامشب سوی گریبان دارم
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۴ - ای خاک در دولت دارای جهان
ای خاک در دولت دارای جهان
بی زحمت خاکبوس ما شاد بمان
تنهای قوی بینی و سر های بلند
گو یک سر افکنده نباشد بمیان
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۵ - روی تو نگاه خویش دیدن نتوان
روی تو نگاه خویش دیدن نتوان
وز دیدن تو طمع بریدن نتوان
کی دیده ببیندت که در دیده ی من
تو نوری و نور دیده دیدن نتوان
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۶ - یارب از هر چه جز تو بیزارم کن
یارب از هر چه جز تو بیزارم کن
بی مونس و بی رفیق و بی یارم کن
اول از خویش بی خبر ساز مرا
وانگاه ز خویشتن خبردارم کن
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۷ - بینم ز تو هر کجا نشانی تا من
بینم ز تو هر کجا نشانی تا من
از من اثری دگر نماند با من
من با تو دمی زیست توانم حاشا
باید که درین خانه تو مانی یا من
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۸ - از آتش غم سوخت سراسر دل من
از آتش غم سوخت سراسر دل من
یک بار تو را نسوخت دل بر دل من
آتش در سنگ باشد این طرفه که هست
از سنگ دل تو آتش اندر دل من
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۹ - بر چرخ هلال غره ی ماه است این
بر چرخ هلال غره ی ماه است این
یا تیغ شهنشه فلک جاه است این
ناگشته عیان زدیده ها گشت نهان
نی نی غلطم کوکب بد خواه است این
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۰ - تا چند ز گیسوان گره بگسستن
تا چند ز گیسوان گره بگسستن
وز خشم با بروان گره بر بستن
با عجز خود آزموده ام خشم ترا
آخر تو شوی خسته ازین دل خستن
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۱ - ما هیچ نداریم پسند دل تو
ما هیچ نداریم پسند دل تو
جز یک دل و آن نیز بود منزل تو
گر هیچ نداریم بغیر تو، خوشیم
غیر از تو چه باشد که بود قابل تو
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۲ - هستیم من و تو تا بیاد من و تو
هستیم من و تو تا بیاد من و تو
حاصل نشود دلا مراد من و تو
از روز ازل جرم همه از من و توست
حق گیرد از من و تو داد من و تو
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۳ - بیگانه ز خویش و آشنا با غم تو
بیگانه ز خویش و آشنا با غم تو
گشتم در دل گرفت جانا غم تو
برخاستم از سر دو عالم یکبار
جز دل که نشسته بود آنجا غم تو
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۴ - بادا تا هست روز شب و طلعت شاه
بادا تا هست روز شب و طلعت شاه
هم زیب شبستان و هم آرایش گاه
مهر است و بروز گیتی افروزد مهر
ماه است و بشب انجمن آراید ماه
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۵ - در کار جهان نیستی از هستی به
در کار جهان نیستی از هستی به
بی دانشی و بیخودی و مستی به
جویم ز چه برتری که از بام جهان
باید چو فتاد عاقبت، پستی نه
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۶ - ای عشق تو راحت دل و جان بودی
ای عشق تو راحت دل و جان بودی
در پیش تو هر مشکلی آسان بودی
میخواندندت کفر و تو ایمان بودی
میگفتندت درد و تو درمان بودی