تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۹۹ - تا مدرسه و مناره ویران نشود
تا مدرسه و مناره ویران نشود
این کار قلندری به سامان نشود
تا ایمان کفر و کفر ایمان نشود
یک بنده حقیقة مسلمان نشود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۰ - یک ذره زحد خویش بیرون نشود
یک ذره زحد خویش بیرون نشود
خودبینان را معرفت افزون نشود
آن فقر که مصطفی بر آن فخر آورد
آنجا نرسی تا جگرت خون نشود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۱ - دلبر دل خسته رایگان می‌خواهد
دلبر دل خسته رایگان می‌خواهد
بفرستم گر دلش چنان می‌خواهد
وانگه به نظاره دیده بر ره بنهم
تا مژده که آورد که جان می ۰خواهد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۲ - ار کشتن من دو چشم مستت خواهد
ار کشتن من دو چشم مستت خواهد
شک نیست که طبع بت پرستت خواهد
ترسنده از آنم که اگر بر دستت
من کشته شوم که عذر دستت خواهد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۳ - دل وصل تو ای مهر گسل می‌خواهد
دل وصل تو ای مهر گسل می‌خواهد
ایام وصال متصل می‌خواهد
مقصود من از خدای باشد وصلت
امید چنان شود که دل می‌خواهد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۴ - یک نیم رخت الست منکم ببعید
یک نیم رخت الست منکم ببعید
یک نیم دگر ان عذابی لشدید
بر گرد رخت نبشته یحی و یمیت
من مات من العشق فقد مات شهید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۵ - آورد صبا گلی ز گلزار امید
آورد صبا گلی ز گلزار امید
یا روح قدس شهپری افگند سفید
یا کرد صبا شق ورقی از خورشید
یا نامهٔ یارست که آورد نوید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۶ - گوشم چو حدیث درد چشم تو شنید
گوشم چو حدیث درد چشم تو شنید
فی‌الحال دلم خون شد و از دیده چکید
چشم تو نکو شود به من چون نگری
تا کور شود هر آنکه نتواند دید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۷ - هر چند که دیده روی خوب تو ندید
هر چند که دیده روی خوب تو ندید
یک گل ز گلستان وصال تو نچید
اما دل سودا زده در مدت عمر
جز وصف جمال تو نه گفت و نه شنید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۸ - معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
کاو دل برد و روی به کس ننماید
معشوقه خراباتی و مطرب باید
تا نیم شبان زنان و کوبان آید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۰۹ - یاد تو کنم دلم به فریاد آید
یاد تو کنم دلم به فریاد آید
نام تو برم عمر شده یاد آید
هرگه که مرا حدیث تو یاد آید
با من در و دیوار به فریاد آید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۰ - در باغ روم کوی توام یاد آید
در باغ روم کوی توام یاد آید
بر گل نگرم روی توام یاد آید
در سایهٔ سرو اگر دمی بنشینم
سرو قد دلجوی توام یاد آید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۱ - پیریم ولی چو عشق را ساز آید
پیریم ولی چو عشق را ساز آید
هنگام نشاط و طرب و ناز آید
از زلف رسای تو کمندی فگنیم
بر گردن عمر رفته تا باز آید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۲ - در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید
در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید
از حال بهشتیان مرا ننگ آید
ور بی تو به صحرای بهشتم خوانند
صحرای بهشت بر دلم تنگ آید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۳ - ای خواجه ز فکر گور غم می‌باید
ای خواجه ز فکر گور غم می‌باید
اندر دل و دیده سوز و نم می‌باید
صد وقت برای کار دنیا داری
یک وقت به فکر گور هم می‌باید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۴ - چشمی به سحاب همنشین می‌باید
چشمی به سحاب همنشین می‌باید
خاطر به نشاط خشمگین می‌باید
سر بر سر دار و سینه بر سینهٔ تیغ
آسایش عاشقان چنین می‌باید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۵ - ای عشق به درد تو سری می‌باید
ای عشق به درد تو سری می‌باید
صید تو ز من قوی‌تری می‌باید
من مرغ به یک شعله کبابم بگذار
کین آتش را سمندری می‌باید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۶ - آسان گل باغ مدعا نتوان چید
آسان گل باغ مدعا نتوان چید
بی سرزنش خار جفا نتوان چید
بشکفته گل مراد بر شاخ امید
تا سر ننهی به زیر پا نتوان چید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۷ - جانم به لب از لعل خموش تو رسید
جانم به لب از لعل خموش تو رسید
از لعل خموش باده نوش تو رسید
گوش تو شنیده‌ام که دردی دارد
درد دل من مگر به گوش تو رسید
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۸ - گلزار وفا ز خار من می‌روید
گلزار وفا ز خار من می‌روید
اخلاص ز رهگذار من می‌روید
در فکر تو دوش سر به زانو بودم
امروز گل از کنار من می‌روید