تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۷۶ - چشمم ز تو شکر کرد بر بینایی
چشمم ز تو شکر کرد بر بینایی
عقلم به تو دست یافت بر دانایی
رفتی زمن و چونت بخوانم نایی
ای رفتن تو چو رفتن برنایی
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۷۷ - هستم ز جفای دوست در هر بابی
هستم ز جفای دوست در هر بابی
آسیمه سری، تر مژه ای بی خوابی
گر نیستمی ز عشق در هر بابی
دریا کنمی ز دیده هر محرابی
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۷۸ - از بس که کنی ده دلی و ده رایی
از بس که کنی ده دلی و ده رایی
ده بند ببندی و یکی نگشایی
اندر دل یکتای من ای بینایی
صد گونه غم است از آن دل ده تایی
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۷۹ - گر هیچ به چشم یارم آزرمستی
گر هیچ به چشم یارم آزرمستی
با من دل آهنین او نرمستی
ور چشم فراق را زمن شرمستی
با دوست دم وصال من گرمستی
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۸۰ - تا غایبی از چشم من ای بینایی
تا غایبی از چشم من ای بینایی
کرده ست مرا غیبت تو سودایی
از من خرد و خواب و دل و دانایی
غایب شده گیر اگر تو حاضر نایی
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۸۱ - با چرخ مدور به جفا مقرونی
با چرخ مدور به جفا مقرونی
وز ماه منور به جمال افزونی
ای ماه مگر دایره گردونی
کز دایره مراد من بیرونی
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۱ - دارم سر آنکه امشب آیم به برت
دارم سر آنکه امشب آیم به برت
تا لب به لبت بر نهم و بر به برت
تو پای نهی ز ناز بر چشم ترم
من سر نهم از نیاز بر خاک درت
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۲ - دل در غم آن لعل شکر بار برفت
دل در غم آن لعل شکر بار برفت
زاندیشه من قوت تکرار برفت
علمی که به عمر خویش حاصل کردم
بر یاد لبش جمله به یکبار برفت
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۳ - چندان ز فراق در زیانم که مپرس
چندان ز فراق در زیانم که مپرس
چندان به غمت بسوخت جانم که مپرس
چندان بگریست دیده گانم که مپرس
گفتی که چگونه ای چنانم که مپرس
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۴ - در عشق تو سرفکنده همچون بیدم
در عشق تو سرفکنده همچون بیدم
چون سبزه از آن پای به گل جاویدم
گر بنمایی تو آن رخ خورشیدم
چون غنچه پژمرده گل امیدم
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۵ - هر شب ز غم هجر تو رنجورترم
هر شب ز غم هجر تو رنجورترم
وز باده هجران تو مخمورترم
وآن روز که گویم به تو نزدیکترم
چون نیک نگه کنم بسی دورترم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱ - در هجر تو مرگ همنشینم بادا
در هجر تو مرگ همنشینم بادا
منظور دو دیده آستینم بادا
گر بی تو به کام دل برآرم نفسی
یارب نفس بازپسینم بادا
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۲ - شد درد حواله از ازل بر تن ما
شد درد حواله از ازل بر تن ما
عشاق کنند وام از خرمن ما
بر گردن چون تویی گرانی حیفست
گر درد تو خون ماست بر گردن ما
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳ - بگشای «نظیری » نظر کوته را
بگشای «نظیری » نظر کوته را
تو راه شناسی نشناسی چه را
ای دور که در شب به کمان می تازی
موسی به عصا روز رود این ره را
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴ - اسرار گلستان به بصارت دریاب
اسرار گلستان به بصارت دریاب
مرغان بخروشند عبارت دریاب
ز آیینه گل کرشمه نرگس را
دریافته سرو باغ اشارت دریاب
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵ - از دوست منادیست اندر رگ و پوست
از دوست منادیست اندر رگ و پوست
کان می بردت به جانب کعبه دوست
لبیک تو پاسخ ندا کردن نیست
پنهان طلبی اگر نه از جانب اوست
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۶ - نور تو به قدر روزن سینه تست
نور تو به قدر روزن سینه تست
دخل تو به قدر وسع گنجینه تست
...
... ...ینه تست
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۷ - چون شمع تنت ز آتش محفل گرمست
چون شمع تنت ز آتش محفل گرمست
بر دیده نشین که خانه دل گرمست
قربان شومت این تب بیماری نیست
گویا تنت از هوای منزل گرمست
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۸ - افتاده کلاه از سر و ناموسم نیست
افتاده کلاه از سر و ناموسم نیست
در بتکده دستانم و ناقوسم نیست
گر عزت و ناز رفت و گر خلوت و ساز
بر هرچه بجز تو رفت افسوسم نیست
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۹ - در باده شریعت از دین خطرست
در باده شریعت از دین خطرست
راهی که رسد به دوست راهی دگرست
احرام و طواف کعبه دورم انداخت
بگذار که راه دور نزدیکترست