تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۰ - ترک همه کس ز بی تمیزی کردیم
ترک همه کس ز بی تمیزی کردیم
با خویش نشسته عطربیزی کردیم
شکر ارچه به خواری از نظر افتادیم
جا در دل اخوان به عزیزی کردیم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۱ - پر می بینم که بینوا می آیم
پر می بینم که بینوا می آیم
بیگانه ز خویش و آشنا می آیم
ای کاش چو رفتنم ندانم به کجاست
می دانستم که از کجا می آیم؟
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۲ - گر از مشهد اگر ز بلخ آمده ایم
گر از مشهد اگر ز بلخ آمده ایم
از غره جاهلی به سلخ آمده ایم
همچون می کهنه سودمندیم به طبع
هرچند چو پند پیر تلخ آمده ایم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۳ - گه بر سر فرمان تو جان افشانم
گه بر سر فرمان تو جان افشانم
گه بر رقمش گنج روان افشانم
بر سر نهم و چو بحر و کان جوش زنم
پس از ته دل گنج بر آن افشانم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۴ - فرمان تو بشنوم به پرواز آیم
فرمان تو بشنوم به پرواز آیم
وز فخر به سر نهم سرافراز آیم
تو کوهی و من صوت سخن امیدست
چون در تو رسم زود به جا بازآیم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۵ - فرمان تو آمد و ز جا برجستم
فرمان تو آمد و ز جا برجستم
می خواندم و اسباب سفر می بستم
زان دم که گرفت این بشارت دستم
برخاستم و دگر ز پا ننشستم
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۶ - بر خوان صلات تا به کی لقمه خام
بر خوان صلات تا به کی لقمه خام
در جام عطات چند این آب حرام
صبری که نمک برشته تر گردد دل
سعیی که به من سرشته تر گردد جام
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۷ - کم جو که به قیمتست سرمایه من
کم جو که به قیمتست سرمایه من
بنشین که بته نیفتی از پایه من
آهسته که راه بوالعجب باریکست
دوشی نخوری در روش سایه من
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۸ - از می لبش آتش تر آورد برون
از می لبش آتش تر آورد برون
از آب به خنده شکر آورد برون
خورشید ستاره بر مزارم بارید
تا از شبه یار گوهر آورد برون
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۱۹ - عیسی نفسی غبارت از دم بفشان
عیسی نفسی غبارت از دم بفشان
روحی ز وجود گرد آدم بفشان
وجدی کن و زین طلسم خاکی بدرآی
شوری کن و قید جسم از هم بفشان
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۰ - بنمای رخ و شکفته رویم گردان
بنمای رخ و شکفته رویم گردان
بگشای لب و فرشته خویم گردان
زان خط که چراگاه غزال نظرست
بردار نقاب و مشگ بویم گردان
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۱ - خود را به رکاب آشنایی برسان
خود را به رکاب آشنایی برسان
سعیی کن و خویش را به جایی برسان
چون غایت ره بغیر یک مقصد نیست
هر ره که روی به انتهایی برسان
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۲ - خوش رست چمن رشته خارا برچین
خوش رست چمن رشته خارا برچین
خوش یافت بهار پر ز دیبا برچین
بلبل به خراش سینه آوا بشکست
از سایه گل خرده مینا برچین
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۳ - فکری کنم و دهم سرانجام سخن
فکری کنم و دهم سرانجام سخن
شاداب کنم به مدح تو کام سخن
فرمان تو زنده کرد اگر نام مرا
من زنده کنم به نام تو نام سخن
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۴ - شب تا سحرم فسانه خوان غم او
شب تا سحرم فسانه خوان غم او
خوابم نبرد ز داستان غم او
تا بار امانتش به خائن ندهم
صد جای نشسته پاسبان غم او
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۵ - ای فیض سپهر و نور اختر با تو
ای فیض سپهر و نور اختر با تو
حسن صدف چهار گوهر با تو
فوق فلک و تحت سما در خور کیست
زیبنده تخت و فر افسر با تو
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۶ - دل جز ز دو زلف پرخم و پیچ مجو
دل جز ز دو زلف پرخم و پیچ مجو
از عشق نشان به قرعه و زیج مجو
بنشین و نگاه کن که آسیمه دلست
هرکس که چو روین است ازو هیچ مجو
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۷ - آویز به طره از خم و پیچ مگو
آویز به طره از خم و پیچ مگو
زان مصحف چهره گوی از زیج مگو
او تو شده است کار خود می سازد
تو هیچ نیی هیچ مجو هیچ مگو
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۸ - ذوق آمده رخت خوش دلی بر در نه
ذوق آمده رخت خوش دلی بر در نه
بنما در ناب و داغ بر کوثر نه
زان خنده شیرین و لب گلناری
لخت جگری بخای و بر اخگر نه
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۹ - هرچند که جور بی محابا داری
هرچند که جور بی محابا داری
کس رنجه نمی شود چه پروا داری
صد حور و پری اگر رسد ننشیند
بر گوشه خاطری که تو جا داری