تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۹ - در فصل بهار کی کند ابر بهار
در فصل بهار کی کند ابر بهار
در موسم گل کجا کند صوت هزار
این گریه که من می کنم از دوری دوست
این ناله ی که من می کنم از فرقت یار
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۰ - جانم بلب است و عشق در جانم باز
جانم بلب است و عشق در جانم باز
پیمانه پر و بر سر پیمانم باز
می میرم و باز در خیال یارم
جان می دهم و به فکر جانانم باز
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۱ - در بزم خودم شبی نمی خوانی حیف
در بزم خودم شبی نمی خوانی حیف
روزی به سرای من نمی مانی حیف
چون گل شب و روز همدم خار و خسی
حیف از تو که قدر خود نمی دانی حیف
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۲ - گویند ز غم توان شد آزاد از مرگ
گویند ز غم توان شد آزاد از مرگ
وین غم که مراست می شوم شاد از مرگ
گر زندگی است اینکه مرا یاد از مرگ
گر مرگ چو زندگیست فریاد از مرگ
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۳ - غم نیست اگر به تیغ کین می کشدم
غم نیست اگر به تیغ کین می کشدم
بهر غیرم می کشد این می کشدم
از کشته شدن باک ندارم اما
این می کشدم که اینچنین می کشدم
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۴ - گیرم که ز شوق رخ نیکوی تو من
گیرم که ز شوق رخ نیکوی تو من
آیم به نظاره بر سر کوی تو من
کو طالع آنکه سوی من بینی تو
کو زهره ی آنکه بنگرم روی تو من
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۵ - دور از رخ تو بدیده و دل ای ماه
دور از رخ تو بدیده و دل ای ماه
پیوسته در آتشم به دل گاه به گاه
از پا تا سر در آبم از سیل سرشک
از سر تا پا در آتشم از تف آه
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۶ - یار آمد و صد خدنگ در طرز نگاه
یار آمد و صد خدنگ در طرز نگاه
آراسته بهر قتلم از غمزه سپاه
مائیم و دلی شکسته آن هم بیمار
لا حول و لا قوة الا بالله
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۷ - هر سو گذری جلوه گر ای غیرت ماه
هر سو گذری جلوه گر ای غیرت ماه
سازی دل و دین خراب از طرز نگاه
یک غمزه و آن همه بلای دل و دین
لا حول و لا قوة الا بالله
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۸ - آن خواجه که لاف می زد از جود بسی
آن خواجه که لاف می زد از جود بسی
می داد به جود وعده در هر نفسی
جز وعده به من نداد چیزی، گویا
جز وعده نداده چیز دیگر به کسی
رفیق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۹ - نه مهر و نه مه به این نکوئی که توئی
نه مهر و نه مه به این نکوئی که توئی
نه لاله و گل به خوب روئی که توئی
یوسف که به روزگار از او می گویند
این یوسف روزگار گوئی که توئی
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۱ - یا رب می ملعنت به جامم نکنی
یا رب می ملعنت به جامم نکنی
وز جام غرور و تلخکامم نکنی
در محشر عام پیش خاصان درت
انگشت نمای خاص و عامم نکنی
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۲ - غیر از نیکی ز نیک ناید کاری
غیر از نیکی ز نیک ناید کاری
کشنید ز بد به جز بدی کاری
تسلیم رضای تو شدم بی اکراه
در ساختن و سوختنم مختاری
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳ - یک عمر ز حضرت تو رخ تافته ام
یک عمر ز حضرت تو رخ تافته ام
و امروز خجل سوی تو بشتافته ام
بر خجلت من ببخش کز چشم امید
بخشنده راستین تو را یافته ام
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۴ - یارب مفتون هیچ کارم نکنی
یارب مفتون هیچ کارم نکنی
بر طاعت خویش امیدوارم نکنی
در حشر میان یک جهان دشمن و دوست
امید که خوار و شرمسارم نکنی
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۵ - عزت که دهد اگر تو خوارم خواهی
عزت که دهد اگر تو خوارم خواهی
طاعت چه کند چه شرمسارم خواهی
در رسته ی رستخیز با قید دو کون
غم نیست اگر تو رستگارم خواهی
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۶ - با آن همه رحمت ار امانم ندهی
با آن همه رحمت ار امانم ندهی
بایست خود از نخست جانم ندهی
محروم کجا روم از این در یارب
تا رحمانی چو خود نشانم ندهی
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۷ - محشر محشر اگر گناه است مرا
محشر محشر اگر گناه است مرا
عفو تو چه غم که عذرخواه است مرا
دل با همه امید دو نیم است ز بیم
دو دیده گریان دو گواه است مرا
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۸ - برخیز دلا که ملک بی چون طلبیم
برخیز دلا که ملک بی چون طلبیم
بس موهبت از حساب بیرون طلبیم
در آخرت از حیات دنیا همه چیز
هفتاد هزار نوبت افزون طلبیم
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۹ - روزی که رجوع جان به تن خواهد بود
روزی که رجوع جان به تن خواهد بود
تن را بدل جامه کفن خواهد بود
هر کس چو من از لباس پرهیز عری است
انگشت نمای مرد و زن خواهد بود