تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۰ - در حق خود ازگناه بی حد کردن
در حق خود ازگناه بی حد کردن
بد کردم و توبه کردم از بد کردن
یا رب که کند قبول عذرم ز گناه
خواهی تو اگر توبه ی من ردکردن
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۱ - هر چند به فر کرمت مغروریم
هر چند به فر کرمت مغروریم
لیکن به دعا در طلبش مأموریم
نزدیکتری ز ما به ما اما
دوریم و اجابت نکنی تا دوریم
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۲ - دشمن کامیم اگر منافق باشیم
دشمن کامیم اگر منافق باشیم
در دعوی دوستی نه صادق باشیم
یا رب توفیقی از تو باید ما را
تا در قول و عمل موافق باشیم
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۳ - این بار نه حکم نصر جاری کردی
این بار نه حکم نصر جاری کردی
وز شر عدو نگاهداری کردی
هر جا که فتاده کار در غیب و شهود
ما را به جنود غیب یاری کردی
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۴ - بس اشک ز دیده متصل رفت مرا
بس اشک ز دیده متصل رفت مرا
پا در ره جستجو به گل رفت مرا
اول قدم از کمال بی تابی و شوق
تن ماند میان راه و دل رفت مرا
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۵ - یا رب به شکیبائی ایوب قسم
یا رب به شکیبائی ایوب قسم
یا رب به جگرخائی یعقوب قسم
آنجا که میان خوب و بد فرق نهند
بگذر ز بدم به حسن هر خوب قسم
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۶ - رفتیم بر نگار هرکارهٔ خویش
رفتیم بر نگار هرکارهٔ خویش
تا داروی دل کنیم یا چارهٔ خویش
اندیشه‌ای از وجود ما بیش نماند
آن هم همه حیرت است دربارهٔ خویش
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۷ - تا عشق مرا ذکر تو در سینه سرشت
تا عشق مرا ذکر تو در سینه سرشت
رفت از دل و جان نشاط زیبا غم زشت
منظور توئی از دو جهان ورنه مرا
کی خوف جهنم است یا شوق بهشت
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۸ - ای دوست کمال از تو و نقصان از ماست
ای دوست کمال از تو و نقصان از ماست
سرمایه و سود از تو خسران از ماست
با صدق دل این دو را به جان معترضیم
احسان کم و بیش از تو عصیان از ماست
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۹ - گر مرد ثواب اگر ز اهل گنه است
گر مرد ثواب اگر ز اهل گنه است
جز من همه کس را به کسی روی و ره است
در محشرم ار تو نیز رحمت نکنی
چون نامه ی خویش روزگارم سیه است
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۴۰ - عصیان تو پیش خلق خوارم کرده است
عصیان تو پیش خلق خوارم کرده است
رسوا و زبون و شرمسارم کرده است
خوف و خطر و خجلت و خسران و خطا
الله الله ببین چه کارم کرده است
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۴۱ - افتادکجا سوی گدائی نگهش
افتادکجا سوی گدائی نگهش
کز دولت بندگی نیاورد شهش
چون سرمه به چشم مردمم ساخت عزیز
تا خوار شدم چو خاک برخاک رهش
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۱ - رفتی و غمت به سینه ام جای گرفت
رفتی و غمت به سینه ام جای گرفت
سودای توام جا به سراپای گرفت
چندانکه گذشت سیل اشکم ز میان
باران دو دیده در رخم جای گرفت
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۲ - امروز دلم بی سر و سامان شده باز
امروز دلم بی سر و سامان شده باز
سرگشته و بی خود و پریشان شده باز
آشفته و بی قرار چون حلقه ی زلف
در روی تو دیوانه و حیران شده باز
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳ - گفتم دلت از ناله کنم نرم چه سود
گفتم دلت از ناله کنم نرم چه سود
در سنگ تو آتش مرا راه نبود
چندان که مرا عمر و شکیبائی کاست
هر روز جفای تو و حسن تو فزود
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۴ - بگذاشت مرا دو مه که زان چشم سیاه
بگذاشت مرا دو مه که زان چشم سیاه
مردم همه ز انتظار یک نیم نگاه
در دیده و دل شوق و غمت جای گرفت
چندان که دگر نه جای اشک است و نه آه
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۵ - نه چشم تو را بر اشکم آمد نظری
نه چشم تو را بر اشکم آمد نظری
نه آه مرا در دل سنگت اثری
این حسرت دیگر که غمت کشت مرا
وز حسرت من نیست هنوزت خبری
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۶ - نه شب به غمت دیده من خفت دمی
نه شب به غمت دیده من خفت دمی
نه روز به هجرت تنم آسود همی
سودی که ز سرمایه عشق تو مراست
در سینه تفی دارم و در دیده نمی
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۷ - چون زلف توعشق بی قرارم کرده است
چون زلف توعشق بی قرارم کرده است
سرگشته و تیره روزگارم کرده است
تاب و تب اشتیاق و اندوه فراق
برخیز و بیا ببین چه کارم کرده است
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۸ - یک روز به چشم من بینداز نگاه
یک روز به چشم من بینداز نگاه
کز چشم تو چشم من چنین گشته تباه
در دیده نماند دیگر از شوق تو اشک
در سینه نمانده دیگر از مهر تو آه