تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۲۹ - از لعل تو خون جگرم ماند به دل
از لعل تو خون جگرم ماند به دل
وز دست رقیب پای امید به گل
گاهی گریم از تو و گه نالم از او
تا آه و سرشک را چه باشد حاصل
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۰ - از مهر تو روزگار دل گشت سیاه
از مهر تو روزگار دل گشت سیاه
وز قهر رقیب کار تن ماند تباه
یکسو روی تو یک طرف خوی رقیب
زین جنت و دوزخ است اشک من و آه
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۱ - ای دوست ز دست تو به دردم شب و روز
ای دوست ز دست تو به دردم شب و روز
با هجر قرین ز وصل فردم شب و روز
این گشت رقیب وآن دهد پند مرا
با دشمن و دوست در نبردم شب و روز
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۲ - تا کی به امید وصل آن حور وشم
تا کی به امید وصل آن حور وشم
باید ز رقیب زهر حرمان بچشم
در پیش وی اعتبار او نیز نماند
زین پس پیش اوفتاده منت نکشم
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۳ - گر شیوه ی یار بی وفائی بودی
گر شیوه ی یار بی وفائی بودی
با ماش سر قهر و جدائی بودی
بی رحم خدا نکرده بودی چو رقیب
کی زیست میسر صفائی بودی
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۴ - دی یارم رفت و شد رقیبش ز قفا
دی یارم رفت و شد رقیبش ز قفا
دردا که نداشت آگهی از دل ما
از فکرت همراهی آن دیو و پری
مشکل اگر امروز کشم تا فردا
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۵ - دردا کآخر رقیب عدوان اندیش
دردا کآخر رقیب عدوان اندیش
بیگانه مرا فکند از دلبر خویش
آوخ که ندانستم و مردم به فراق
کز کشتن من چه کام دیدآن بدکیش
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۶ - صد شکر خدا را که وفا دارستی
صد شکر خدا را که وفا دارستی
نه همچو دگر بتان جفا کارستی
جان جای کند چو دل به زلف تو اگر
از چنگ رقیب جنگجو وارستی
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۷ - گفتی که هزار حیلت انگیخته ایم
گفتی که هزار حیلت انگیخته ایم
تا طرح جدائی این دو را ریخته ایم
خود را بکشی رقیب اگر دانی باز
کامروز چگونه با هم آمیخته ایم
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۸ - یک لحظه رقیب برنخیزد ز برت
یک لحظه رقیب برنخیزد ز برت
تا بنشینم به سایه سرو برت
ای شاخ امید ترسم از خار خسان
زین باغ برون رویم ناخورده برت
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۳۹ - گفتم اگر ای نگار از کین رقیب
گفتم اگر ای نگار از کین رقیب
در عشق توام رسد هزاران آسیب
آزرده نگردم و نگردانم راه
اینک ز توام دور و به دوریت قریب
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۴۰ - چونان که مرا رقیب کین پرور تو
چونان که مرا رقیب کین پرور تو
ز اقسام فنون فکند دور از در تو
از دور سپهر امید دارم که چو من
او هم روزی جدا فتد از بر تو
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۴۱ - از دست رقیبم ارچه دل بود فگار
از دست رقیبم ارچه دل بود فگار
اما نه چنین به حسرت روی تو زار
جز من که ز قرب روبه غربت کردم
نارفته به پای خود کس از خلد به نار
صفایی جندقی : رباعیات
شماره ۴۲ - برجور رقیب کش خوشی کاوش ماست
برجور رقیب کش خوشی کاوش ماست
خرسندم اگر چه دورم از بزم تو خواست
کز قرب ورا پایه ی عزت نفزود
وز بعد مرا مایه خواری ها کاست
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۵۵- تاریخ وفات مرحوم مبرورفاضل آگاه میرزا حبیب الله طاب الله ثراه
در سوگ حبیب الله محروم به هم
کردند به سر خاک سیه دیر و حرم
بر لوح مزار از در تاریخ رحیل
داغ دل مادر پدرش کرد رقم
۱۲۸۴ق
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۶۱- تاریخ وفات میرزا ابراهیم جندقی
زین بند بلا چو میرزا ابراهیم
برهید و به بقعهٔ بقا گشت مقیم
بنگاشت صفائیش به تاریخ وفات
از دار دنی شد سوی جنات نعیم
۱۲۸۱ق
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۶۲- تاریخ وفات یارجانی و درمان دردهای نهانی من همخوابه مهربانم نیسان
نیسان که به چهره بود باغ دل من
روزان و شبان نور چراغ دل من
در نیسان رفت و آمدش سال وفات
سیل آب دیده و داغ دل من
۱۲۶۲ق
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۶۵- چون خان شکم گنده گندیده دهن
چون خان شکم گنده گندیده دهن
از ساحت سمنان به سقر سخت سکن
گفتند به سال مرگش ارباب سخن
پر کرد جهنم را از گنده تن
۱۲۶۲ق
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۶۹- مولود دختر آقامحمد
آورد هما چو رو به گل گشت جهان
شد صحن جهان ز حسن وی شرم جنان
بنگاشت صفائی که بگو مولودش
این بار آوردم آفتابی تابان
۱۳۰۸ق
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۷۰- تاریخ ولادت ملا ابوالحسن پسر آخوند مرحوم
ای ابوالحسن آسایش و آسیب روان
اسباب سرور فاش و اندوه نهان
نار دل و نور دیده بودی کآمد
تاریخ ولادتت چراغ دل و جان