تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۸۲- در دوزخ جاودان مقیم افتادی
در دوزخ جاودان مقیم افتادی
ز امید برآمدی به بیم افتادی
زد کلک صفائیت به مه روزه رقم
از آب به آتش جحیم افتادی
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۸۷- تاریخ ولادت رحمه الله یکی از پسران شاعر
گه شعله ی جان و گاه باغ المی
گه مرهم ریش و گاه داغ دلمی
هم نوری و هم نار از آن روی آمد
تاریخ ولادتت چراغ دلمی
۱۲۸۸ق
نظام قاری : قطعات
شماره ۲۳ - قدک صوف از سجیف خوش نگردد
قدک صوف از سجیف خوش نگردد
تو صندل باف خود ضایع مگردان
بکامو یقه قاقم چنانست
که دوزی وصله بر کاسر زکتان
نظام قاری : رباعیات
شماره ۱ - ای جامه ی کهنه تار و پودت شده سست
ای جامه ی کهنه تار و پودت شده سست
تا چند کنم پاره ات از وصله درست
آن رفت که جویم ز تو من بعد ثبات
دست از تو به صابون رقی باید شست
نظام قاری : رباعیات
شماره ۲ - بر حلقه آن انگله چون کو پیوست
بر حلقه آن انگله چون کو پیوست
گوئی که زره زشست پیکان بنشست؟
هر جا که بود ماده نری خواهد بود
(آنجا که زره گرست پیکان گر هست)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۳ - گفتم که عمامه جز مجازی نبود
گفتم که عمامه جز مجازی نبود
و او را چو کلاه سرفرازی نبود
آشفته برک گفت برو،قصّه مخوان
(بیهوده سخن بدین درازی نبود)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۴ - از بندقی انکه سرفرازی دارد
از بندقی انکه سرفرازی دارد
روز طربش رو به درازی دارد
ای صوف مشو غره به خندیدن شرب
(گو با تو سر دوالبازی دارد)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۵ - خادم که دراز خان بمجلس بگشاد
خادم که دراز خان بمجلس بگشاد
بودم غم جامه چون برم کاسه نهاد
آخر ز برای آش رختم شد چرب
(همسایه بدخدای کس را مدهاد)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۶ - دستار که آن بیعلم زر باشد
دستار که آن بیعلم زر باشد
چون ریشه سر درونش ابتر باشد
گیرم که کلاهش افسر خور باشد
(آنرا چه کند زر چونه بر سر باشد)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۷ - در البسه ام مگو جواب ای سره مرد
در البسه ام مگو جواب ای سره مرد
نتوان چو دو سر زیک گریبان بر کرد
تا چند کنی پوش زپوشی کسان
(از جامه عاریت نشاید برخورد)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۸ - با گیوه تنک رفتن راه چه سود
با گیوه تنک رفتن راه چه سود
بیرخت نفیس جستن جاه چه سود
دستار طلب کردم از و فوطه رسید
(امید دراز و عمر کوتاه چه سود)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۹ - گفت از پی دوش آن بر کم ده یکچند
گفت از پی دوش آن بر کم ده یکچند
قاری مگر آنرا بپرندوش افکند
باریش حلاج پنبه کهنه نشست
کالای بدو ریش خداوند گویند؟
نظام قاری : رباعیات
شماره ۱۰ - آن جوزگره نگر بصوف اخضر
آن جوزگره نگر بصوف اخضر
چون سرو که او گوز کلاغ آرد بر
(دستار بزرگ و آن بر بوف بر آن)
( ماننده گنبدیست لقلق بر سر)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۱۱ - باریش بزرگ گفت دستاری سر
باریش بزرگ گفت دستاری سر
در زینت و تمکین ز توام من برتر
بر کرد زجیب فکر سر ریش و چه گفت
(بر بسته دگر باشد و بر رسته دگر)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۱۲ - دی گفت بدستار بزرگی بزاز
دی گفت بدستار بزرگی بزاز
در چارسوی رخت مزاد شیراز
داری برکی خوب رها کن مندیل
( در عیش خوش آویز نه در عمر دراز)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۱۳ - پیراهن شسته ام دو صدره ایدل
پیراهن شسته ام دو صدره ایدل
پوسیده و لته شده و بیحاصل
دیدم بدکان گیوه کش و ین گفتم
(سبحانک ما خلقت هذا باطل)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۱۴ - پرداخته گرباس گهی کاهی خام
پرداخته گرباس گهی کاهی خام
گه صوف حلال و گاه کمخای حرام
مائیم بجامه خانه دهر مدام
نی همچو حنین و نی چو الباغ تمام
نظام قاری : رباعیات
شماره ۱۵ - هر کس که جواب گوید اینطرز سخن
هر کس که جواب گوید اینطرز سخن
(شاگرد منست و خرقه دارد از من)
در البسه هر کس که کند انکارم
(یارب که مباد روزیش هیچ کفن)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۱۶ - در جامه زقوت به بود کوشیدن
در جامه زقوت به بود کوشیدن
کس نیست چو در بند شکم کاویدن
(بر سفره خان رفت چو دستار بخرج)
(بر سر نتوان دراز خان پیچیدن)
نظام قاری : رباعیات
شماره ۱۷ - قزگفت که نخ چنین که آراست که من
قزگفت که نخ چنین که آراست که من
وز جامه چنین بقجه که پیراست که من
والا بتورد از و دلیلی میجست
ماسوره از آنمیانه برخاست که من