فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۴ - ز عموریه مادرش را بخواند
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۲۲ - چو اسکندر آن نامهٔ او بخواند
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۲۳ - جهانجوی ده نامور برگزید
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۲۶ - چو طینوش گفت سکندر شنید
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۲۷ - همی چاره جست آن شب دیریاز
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۲۹ - همی رفت منزل به منزل به راه
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۳۰ - وزان جایگه رفت خورشیدفش
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۳۱ - چو نزدیکی نرم‌پایان رسید
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۳۲ - بپرسید هرچیز و دریا بدید
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۳۳ - وزان جایگه شاد لشگر براند
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۳۵ - سکندر چو بشنید شد سوی کوه
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۳۶ - سوی باختر شد چو خاور بدید
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۳۷ - همی رفت یک ماه پویان به راه
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۳۸ - ز راه بیابان به شهری رسید
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۴۰ - بدان جایگه شاه ماهی بماند
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۴۱ - سکندر سپه را به بابل کشید
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۴۲ - بدانست کش مرگ نزدیک شد
فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۴۴ - چو آگاه شد لشکر از درد شاه
فردوسی : پادشاهی اشکانیان
بخش ۱ - کنون پادشاه جهان را ستای
فردوسی : پادشاهی اشکانیان
بخش ۲ - کنون ای سراینده فرتوت مرد