تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

#در_مدح_حضرت_علی_اصغر_سلام_الله_علیه


جان مردان جهان قربان آن طفل صغیر

کز برای دین خود ، مردانه جان افشان شدست


تا ابد آباد گردد مَدْرس دین مبین

کاینچنین طفلی فدای مکتب قرآن شدست


نی عجب این طفل گر جانانه شد بر جان ِ جان

کز دل و جانش فدای حضرت جانان شدست


در ره دین تا که قربانان چنین قربانی اند

شاه دین را امر صعب ِ نهضتش آسان شدست


از برای کشتی ِ آن ناخدای کربلا

بادبانی ره گشا در ورطهء طوفان شدست


آتشی جانسوز افکندش به دل عشق نگار

از لهیب آن شرارش اینچنین عطشان شدست


آن لب خشکیده رشک آب حیوان بود و بس

با چُنان لب ، سلسبیل و کوثرش ارزان شدست

نوشته قبلی:آهنگ دل
نوشته بعدی:آهنگ دل
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
از راست به تیغ تازیان می خوردی
ازچپ به بلای آسمان می خوردی

آب از سرچشمه تیره شد روزی که
ازسفره ی ابن سعد نان می خوردی
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
#در_مدح_حضرت_رحمة_للعالمين_صل_الله_علیه_و_آله_و_سلم


مست است جهان از میِ مینای محمد (ص)
گردون شده دوّار ز صهبای محمد (ص)

در دامگه طرّه‌اش افتاد بسی دل
شد هر دو جهان عاشق شیدای محمد (ص)

جبرئیل امین کوست پیام‌آور یزدان
عبدیست بر آن درگه والای محمد(ص)

زان پس که نه نقشی به جهان و به فلک بود
روشن شده هستی ز تجلّای محمد(ص)

خورشید و فلک، مُلک و مَلَک گر همه حُسن‌اند
پرجلوه شدند از رخ زیبای محمد(ص)

شاهانه قبایی که خدا را شده منظور
مختص شده بر قامت رعنای محمد(ص)

عیسای مسیحا که بُوَد سالکِ مسّاح
گردیده یکی بادیه‌پیمای محمد(ص)

آن گنگرهء کبر و منیّت که سر افراخت
بشکست و فرو ریخت ز ایمای محمد(ص)

عیساصفتانِ ملکوتی ز بلایا
جَستند به زلفین چلیپای محمد(ص)

آن سرّ نهان کز همه پنهانی و غیبیست
چون شمس بُوَد واضح و پیدای محمد(ص)

آن گوهر نایاب که فخر دو جهان اوست
بی‌شَبهه بُوَد گوهر والای محمد(ص)

شاهان ولایت که سرافراز جهانند
عبدند به پیش قد و بالای محمد(ص)

جز شاه ولایت که خود او نفسِ نبی گشت
آن کیست شود وارث شولای محمد(ص)

جز شیر خدا کو شده شمشیر خدائی
آن کیست بُوَد حامی هیجای محمد(ص)

خطّی ننوشتست و نرفتست به مکتب
عالَم شده عالِم ز الفبای محمد(ص)

تا نورِ احد، واحدِ محمودِ خودش گشت
عرش آمده در سایهء سیمای محمد(ص)

هستی همه سِرّ است ولی سَرگُلِ اسرار
مخفی شده در لیلة الاسرای محمد(ص)

چشمان علی چشم خدا بود ولیکن
رخسار خدا دید به شهلای محمد(ص)

مجموع رسولان همه چون لشکریانی
هستند طلایه به رخِ رآی محمد(ص)

امروز اگر خصم کمر بسته به قتلش
هین باش ببینی یدِ فردای محمد(ص)

صد مریمِ والاصفتِ معتکفِ یار
هستند کنیز درِ زهرای محمد(ص)

عشّاق جهان در طلب لیلی مقصود
سودازدگانند ز سودای محمد(ص)

هر اسمِ بِهین کامده مخصوص رسولان
اسمیست ز اسماءِ مُسمّای محمد(ص)

فیّاض ازل داده هر آن فیض به هستی
جاری شده از مخزن و مجرای محمد(ص)

داوودِ نبی داد #غریبش به سلیمان
گردیده علی آصف اعلای محمد(ص)
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۱۷
اشعار آیینی و عاشقانه