تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

ما را اسیر زلف دوتا آفریده اند

زنجيريان قيد جفا آفریده اند


هرگز رها نگردم از آن زلف تابدار

آن حلقه را ز قید بلا آفریده اند


درگاهیان ملک ازل را ز فضل خویش

بهر وصال کوی خدا آفریده اند


ما تشنگان جام زلال حقیقتیم

کوثر برای دفع سِقا آفریده اند


شکر خدا که حلقه بگوشان درگهیم

ما را غلام قول بلی' آفریده اند


دلداده را ز یار نیازیست ناگزیر

دلبر برای ناز و اَدا آفریده اند


مجنون برای عهد و وفا خلق کرده اند

لیلا ز بهر جور و جفا آفریده اند


از گوهر یگانهء شهوار روزگار

ما را چنین سلم و رضا آفریده اند

نوشته قبلی:آهنگ دل
نوشته بعدی:آهنگ دل
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
45

آنروز که قربانی جانان شده باشیم
وارسته از این زحمت زندان شده باشیم

آبادی جان و دل ما مهرِ رخت هست
هر چند که از عشق تو ویران شده باشیم

امواج فتن کشتی ما را نشکافد
روزی که همآغوش به توفان شده باشیم

کافر‌صفت ِ زلفِ سیه‌فام تو هستیم
ایکاش نبینند مسلمان شده باشیم

درد است سراپا تن و جان و دل عشاق
روز طرب آنست که درمان شده باشیم

جانها به چه ارزد که دچاریم به هجران
در وصل غمی نیست که بی‌جان شده باشیم

از دیو و دد دور زمان سخت ملولیم
ایکاش که همبازِ سلیمان شده باشیم

روزی که بجویند غریب سخنان را
از فضل ازل حامد سلطان شده باشیم
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
از راست به تیغ تازیان می خوردی
ازچپ به بلای آسمان می خوردی

آب از سرچشمه تیره شد روزی که
ازسفره ی ابن سعد نان می خوردی
آهنگ دل ۱۴۰۴/۱/۲۰
43


ای خُرم از جمال تو جنّات دلفروز
از جلوه ات به باغ دلم لاله برفروز

ای آفتاب عشق و امل،  بی فروغ تو
روزم شبست و هر شب من همنشین سوز

چشم انتظار یک نظر از دیدهء توام
ای منتظر به راه تو عشّاق دیده دوز

بی مهر آفتاب تو سردست روزگار
ای دست مهربیز تو گرمای هر تموز

سودای عشق روی تو و مفلسی چو من
سهلست، اگر که فضل شهی گرددت بروز

گر نامه ای به مُهر وفا آید از شهم
صد بار من فشانمش از شعر لعل سوز