تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

حرمت کبریایی خلوص است

بند بند عهدمان.

بگذر از من تا در اشک غرقه نگشته ام ،

تا بند پای محبت تو خوار نگشته ام.

تنها ، اینک، لحظه گریز است ،

بیا و بمان با من ،تا آخر

ای دیر آمده به دفتر شعرم

ای کهن راز دار سوخته های ایمانم

مگذار پیش از خاکسترم لبخند آفتاب را پس زنم

مگذار رقص سبزه های بهار را بر هم زنم

مگذار در خون خود غوطه زنم

در شرم دیدار سرو رویت

مگذار بغض عدو ، شعف دفن ایمانم شود

مگذار گر ِد تو بیافتم

مگذار شک کنم ،

به دل صادق و درمانده خویش

همسفر ، گذر اینجا ، جای تو نیست

سوی خود گیر و به لب بانگ بزن ،

یارب ، یارب خویش

من در این گور ،

می گریزم از درد غریبانه خویش

نوشته قبلی:با بهار می آیی
نوشته بعدی:رز های صورتی
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
باغ زمستانی ۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
از مجموعه باغ زمستانی شعر سپید اثر محمدرضا خوشدل
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۶
ای همه بود و نبودم
حلقه ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
س