تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

در گذر گاههای عمر ناچیز

در انتخابهایی به نام مظلوم عشق

حاصل عقل سبکسر خویش را

بلای جان قرارش دادیم و مابقی دوزخ رادر هراس رهایی

در تردیدی دوباره

واینچنین معلومم نشد در تلاطم کدامین رنگین کمانی

اینچنین مدهوش و غریب

بر باد ایام دادیم ، همه حلاوت بودنمان را

وقتی نمی دانی قصد سفری در پیش روست

در پی همسفریتا مدفن لذت هایی

در خفقان عمرناگزیر ، قلمی در دست می انگاری

و مابقی شب را در اندوه کدامین دلنای خود

به روز خواهی رساند ؟



نوشته قبلی:آغوش باد
نوشته بعدی:یار مدارایی من
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۳
یکی یک دانه قلبم
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۶
ای همه بود و نبودم
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۳
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را