تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

در گذر گاههای عمر ناچیز

در انتخابهایی به نام مظلوم عشق

حاصل عقل سبکسر خویش را

بلای جان قرارش دادیم و مابقی دوزخ رادر هراس رهایی

در تردیدی دوباره

واینچنین معلومم نشد در تلاطم کدامین رنگین کمانی

اینچنین مدهوش و غریب

بر باد ایام دادیم ، همه حلاوت بودنمان را

وقتی نمی دانی قصد سفری در پیش روست

در پی همسفریتا مدفن لذت هایی

در خفقان عمرناگزیر ، قلمی در دست می انگاری

و مابقی شب را در اندوه کدامین دلنای خود

به روز خواهی رساند ؟



نوشته قبلی:آغوش باد
نوشته بعدی:یار مدارایی من
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
عاشقی محنت بسیار کشید تا دم دجله.... ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
عاشقی محنتِ بسیار کشید

تا لبِ دِجله به معشوق رسید

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چَشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود.....
تصویر مجموعه
باغ زمستانی ۱۴۰۴/۹/۳۰
توضیحی برای این مجموعه نوشته نشده است.
باغ زمستانی ۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
از مجموعه باغ زمستانی شعر سپید اثر محمدرضا خوشدل