تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

بدجور شکسته دلم آرام ندارم

لبریز هم از نفرت و هم عشق به یارم


ترسم که از این زخمِ پر از درد بمیرم

شاید دگر این بار شود یکسره کارم


جوری که خیانت دلِ دیوانه‌ام آزرد

نه صبر و یقین ماند، و نه ایمان به نگارم


کاری که نه هجران و نه فقدان نتوانست

با مرگِ صداقت به سرم آمد و زارم


دل در صفِ عشاق جهان صدرنشین بود

تا این که خیانت شد و افتاد عیارم!


این هیچ به عقلم نرسید تا کنمش دور

حالا من و تنهایی و ترس است کنارم


از ملتِ عشقم که شدم بنده‌یِ نفرت

صد قافله صد راه زِ خود فاصله دارم


دوشنبه سیزدهم آبانماه ۱۳۹۸

نوشته بعدی:سهمِ من و ما
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
غزلیات علیرضا نورزادلاله ۱۴۰۵/۷/۲۹
به نام دوست
پیش از مهر ماه سال یک هزار و سیصد و نود و هشت هر چه سرودم و هر چه نوشتم در دسترسم نیستند!
شاید هرگز دیگر آن سروده ها و دفاتر به دستم نرسند و عمرم آن قدر طولانی نباشد که برای پیدا کردنشان کاری انجام بدهم! یک زندگی آن جاست که ترکش کردم و هر چه داشتم را آن جا جا گذاشته ام.

اما آنچه که امروز در دسترسم هست و آنچه که از این پس خواهم سرود در این مجموعه قرار می دهم.