تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

انسان به زمین آمد و دل بست به هر پست

صد قرن زمین مست و زمان مست و خدا مست!


بی عشق ... خطا بود؛ به سر کردنِ پاییز

یک عمر خطا دیده دل از دیده و از دست


از خلدِ برین رانده و سربارِ زمین را !

آواره‌ به خاک است و پیِ جنّت و جبر است


تدبیرِ خدا بود که راهی بنماید ...!

اینجا که نه راهیست، نه چاهیست به بن‌بست!


دنیا قفسی شد که گرفت خالق و مخلوق

اینجا همه در بند، رحیم هست، رجیم هست!


دوشنبه بیستم آبانماه ۱۳۹۸

نوشته قبلی:هر شب ...
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
غزلیات علیرضا نورزادلاله ۱۴۰۵/۷/۲۹
به نام دوست
پیش از مهر ماه سال یک هزار و سیصد و نود و هشت هر چه سرودم و هر چه نوشتم در دسترسم نیستند!
شاید هرگز دیگر آن سروده ها و دفاتر به دستم نرسند و عمرم آن قدر طولانی نباشد که برای پیدا کردنشان کاری انجام بدهم! یک زندگی آن جاست که ترکش کردم و هر چه داشتم را آن جا جا گذاشته ام.

اما آنچه که امروز در دسترسم هست و آنچه که از این پس خواهم سرود در این مجموعه قرار می دهم.