انسان به زمین آمد و دل بست به هر پست
صد قرن زمین مست و زمان مست و خدا مست!
بی عشق ... خطا بود؛ به سر کردنِ پاییز
یک عمر خطا دیده دل از دیده و از دست
از خلدِ برین رانده و سربارِ زمین را !
آواره به خاک است و پیِ جنّت و جبر است
تدبیرِ خدا بود که راهی بنماید ...!
اینجا که نه راهیست، نه چاهیست به بنبست!
دنیا قفسی شد که گرفت خالق و مخلوق
اینجا همه در بند، رحیم هست، رجیم هست!
دوشنبه بیستم آبانماه ۱۳۹۸
از دفتر غزلیات علیرضا نورزادلاله