تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

وقتی «ستاره» زاده شد، عاشقی صاف و ساده شد

دنیا پر از رنگین‌کمان برای جشن آماده شد


ظلمت شب شکست خورد، پرده‌ی غم کنار رفت

قلب شکسته با غرور حیثیتش اعاده شد


ماهِ رُخَم نشسته بود، زانوی غم توی بغل

چشمک تک ستاره را دید و پر از افاده شد


توی غزل‌های پر از غصه‌ی من واژه نبود

اسم «ستاره» واژه‌ی بکر پراستفاده شد


ماه به دور ارض بود، ارض به دور روی شمس

چرخش بی‌اراده دید لعبت من پیاده شد


دیده گشود چشم دل، رفت کنار پنجره

خیره به آسمان نشست مات ابرو گشاده شد


روشنی از کجا رسید؟، داد من از خدا ستاند

اراده‌ای نداشت دل، مملو از اراده شد


دل به زمین خطاب کرد چرخ نزن درنگ کن

ماه و ستاره را ببین، عشق دوباره زاده شد


ظلمت شب کنار رفت تاج سرم شد اخترش

برده شدم بروی عرش به من اجازه داده شد


جمعه ۰۴ بهمن ماه ۱۳۹۸

نوشته قبلی:ساده‌دلِ رسوا
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
غزلیات علیرضا نورزادلاله ۱۴۰۵/۷/۲۹
به نام دوست
پیش از مهر ماه سال یک هزار و سیصد و نود و هشت هر چه سرودم و هر چه نوشتم در دسترسم نیستند!
شاید هرگز دیگر آن سروده ها و دفاتر به دستم نرسند و عمرم آن قدر طولانی نباشد که برای پیدا کردنشان کاری انجام بدهم! یک زندگی آن جاست که ترکش کردم و هر چه داشتم را آن جا جا گذاشته ام.

اما آنچه که امروز در دسترسم هست و آنچه که از این پس خواهم سرود در این مجموعه قرار می دهم.