هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی از رهایی و بی‌پروایی است که شاعر به عنوان یک قلندر و آزاده توصیف می‌کند. او از ایمان و زهد سنتی دور شده و به عشق و مستی روی آورده است. شاعر از همنشینی با موسیقی و می سخن می‌گوید و خود را واقف بر آیات عشق می‌داند. در نهایت، او به لطف پیر میخانه و محبت به علی(ع) اشاره می‌کند و خود را شفیع شیعیان در روز قیامت می‌خواند.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی پیچیده، اشاره به مصرف شراب (به عنوان نماد عرفانی)، و مضامین عمیق معنوی است که برای درک کامل، به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد.

شماره ۶۹۶ - لاابالی وار تارند و قلندر گشته ایم

لاابالی وار تارند و قلندر گشته ایم
با همه بی کسوتی دارای افسر گشته ایم ۱

پیش ساقی در نماز و گرد خم اندر طواف
گوئیا از خاک میخانه مخمر گشته ایم ۲

خرمن ایمان بباد و سوخته محصول زهد
همدم پیمانه و ساقی و ساغر گشته ایم ۳

گوش بربسته زپند واعظان و ناصحان
همنشین عود و رود و چنگ و مزمر گشته ایم ۴

نکته ای خواندیم از آیات عشق و عاشقی
واقف از آیات در هر چار دفتر گشته ایم ۵

هر یکی زین هفت اختر شد مربی دهر را
ما مربی از دمی بر هفت اختر گشته ایم ۶

لیک از بس ناخلف بودیم در فرمان حق
وه که عاق هفت آبا چار ما در گشته ایم ۷

خاتم جم را که عشق اوست از کف داده ایم
تا که دیو نفس را ایدل مسخر گشته ایم ۸

پیر میخانه چو دید این خجلتم از لطف گفت
بر مس قلب تو ما گوگرد احمر گشته ایم ۹

ما محبان علی را دستگیری میکنیم
شیعیان را ما شفیع روز محشر گشته ایم ۱۰

گو بیا در سایه اقبال ما آشفته وار
زآنکه ما روح القدس رازیب شهپر گشته ایم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۹۵ - نشایدم چو دل از مهر یار برگیرم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۷ - رحمی ای عشق که من مانده بچنگ هوسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.