هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناتوانی خود در کنترل هوس و عشق سخن می‌گوید و از دردها و رنج‌های عشقی خود می‌نالد. او از تقابل بین عقل و عشق، نفس و روح، و همچنین از انتظار و امید به رحمت الهی صحبت می‌کند. در نهایت، شاعر به دنبال آرامش و تسلیم در برابر عشق الهی است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۷۷۰ - من که نتوانم هوس را پای در دامن کشم

من که نتوانم هوس را پای در دامن کشم
کی توانم عشق را دستی بپیرامن کشم ۱

گر عروسان چمن پیشت بخوبی دم زنند
از قفا بیرون زبان هرزه سوسن کشم ۲

تا مسم را زر کند اکسیر سازی در کجاست
روی آنم نیست تا خود منت از آهن کشم ۳

من جم بی خاتمم بر مسند اقلیم فقر
خجلت از بی خاتمی باید زاهریمن کشم ۴

عشقم اندر سینه و دل تابع نفس هوا
دوستم هم کاسه و من باده با دشمن کشم ۵

چشم شاهد باز و دل شد مبتلای این و آن
نفس در عصیان و فردا این غرامت من کشم ۶

رحمتی ایعشق تا کی من برم منت زعقل
آخر ای جان همتی تا چند بار تن کشم ۷

جلوه ی ای یوسف مصری که شد چشمم سفید
چند باید انتظار بوی پیراهن کشم ۸

از سر آشفته بگردن منتی باشد مرا
تا بزیر ...مهر مرتضی گردن کشم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۶۹ - تو مگو که ناسزا بود خدایت ار بگفتم
گوهر بعدی:شماره ۷۷۱ - زد هجر بصبح وصال فالم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.