هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید. او از دل‌بستگی به معشوق، بی‌قراری، پیمان‌شکنی، و درماندگی در برابر درد عشق می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند توبه، کعبه، و حیرت در راه حق دارد. در پایان، شاعر به عشق علی(ع) اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که بدون این عشق، در حیرت خواهد ماند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان نیاز به توضیح داشته باشد.

شماره ۷۸۸ - بکام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم

بکام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم
اگر چه یکجهان جان باشدم دامن برافشانم ۱

اگرچه در همه عمرم بپیش ایدوست ننشینی
ولی من گر همه جانست بر جای تو ننشانم ۲

کنم هر شب بدل پیمان که توبه بشکنم دیگر
سحرگه بر سر پیمانه خواهد رفت پیمانم ۳

نخواهم راه بردن سوی کعبه من از این وادی
که بر دامان بسی آویخته خار مغیلانم ۴

نهان ماند کجا رازم که باشد اشک غمازم
دریغا گفت بی پرده بمردم راز پنهانم ۵

فلاطون را زدرد عشق گفتم مختصر حرفی
بگفت این درد را درمانده ام درمان نمیدانم ۶

کشیدم هفت دریا و همان مستسقی عطشان
مسیحا عجز میآرد که خواهد کرد درمانم ۷

بگفتم از هوسناکی کنم پرهیز و بی باکی
بگفتا عقل مسکین من علاج نفس نتوانم ۸

من آن حلوائیم کز شکرم خالی بود دکان
بیا از خنده شیرین رواجی ده بدکانم ۹

زند تر خنده بر گلزار کابل غنچه آنلب
که من بی زحمت خار از گل عارض گلستانم ۱۰

مگر حب علی آشفته گیرد دست در محشر
و گرنه من در آن تیه ضلالت مانده حیرانم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۸۷ - دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم
گوهر بعدی:شماره ۷۸۹ - بیهده عمری بصرف مهر خوبان کرده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.