هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دردها و رنج‌های خود می‌گوید و آرزوی پاکی و آزادی دارد. او از تعلقات دنیوی دوری می‌کند و به ستایش حیدر (علی) می‌پردازد. همچنین، به انتقاد از مدعیان و بیان افتخارات خود به شیوه‌ای رندانه اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات انتقادی و تمثیل‌های به‌کاررفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۸۱۶ - بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ

بگذر از سرخی رنگم که چو لاله در باغ
داغ دار است دل و چهره زخون رنگینم ۱

شست و شوئی کنم از آب در میخانه
تا شوم پاک مگر پاکدلی بگزینم ۲

دامن از گرد تعلق بفشانم چون سرو
شوم آزاده و دامن زجهان برچینم ۳

بر تو ننگ است جهان لیک بدل جلوه گری
تا چه وسعت بود آیا بدل مسکینم ۴

بسکه آشفته حدیث از خم زلف تو نوشت
نافه ریزد چو غزال از قلم مشکینم ۵

ید و بیضا کند از مدح یدالله چو کلیم
معجز آمیز بود خامه سحر آگینم ۶

شکوه از مدعیان جز بر داور نبرم
تا کشد تیغ دو سر را و بخواهد کینم ۷

گفته بود بتفاخر سگ کوی علیم
فخر اینست اگر چند که کمتر زینم ۸

رند و میخواره و قلاشم و آشفته شهر
لیک جز مدحت حیدر نبود آئینم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱۵ - زآن دهانم داد دشنامی که من میخواستم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۷ - زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.