هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق بیپایان خود به معشوق و جدایی از او سخن میگوید. او از درد فراق، بیقراری، و اشتیاق شدید به وصال معشوق مینالد و اظهار میکند که جز معشوق، کسی را در نظر ندارد. شاعر همچنین به صبر و شکیبایی خود اشاره میکند و از ناکامیهای خود در عشق میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۳۴ - زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم
زتو چون خبر بگیرم که زخود خبر ندارم
بکه بنگرم که جز تو بکسی نظر ندارم ۱
بشب فراق چون شمع که بسوزد اشتیاقم
چکنم بشام وصلت که زخود خبر ندارم ۲
من از این شکردهنان همه عمر صبر کردم
زدرخت صبر زین بس طمع شکر ندارم ۳
ثمروفا و مهر است که بباغ عشق آن گل
منم آن نهال بی بر که جز این ثمر ندارم ۴
همه جای رانده گشتم چه زکعبه چه خرابات
تو از این درم چه رانی که در دگر ندارم ۵
بهوای پرفشانی بقفس زجای جستم
خبرم نبود از خویش که بال و پر ندارم ۶
همه تن شدم چو آتش زشرار عشق اما
بتو سنگدل خدا را چکنم اثر ندارم ۷
منم و دو دیده دل بمصاف ترک چشمت
زبرای تیر مژگان بجز این سپر ندارم ۸
تو بمصر حسن یوسف من و عشق پیر کنعان
نتوانم اینکه گویم که غم پسر ندارم ۹
بعلی بریم آشفته شکایت از اعادی
که جز او بهر دو عالم شه دادگر ندارم ۱۰
بکه بنگرم که جز تو بکسی نظر ندارم ۱
بشب فراق چون شمع که بسوزد اشتیاقم
چکنم بشام وصلت که زخود خبر ندارم ۲
من از این شکردهنان همه عمر صبر کردم
زدرخت صبر زین بس طمع شکر ندارم ۳
ثمروفا و مهر است که بباغ عشق آن گل
منم آن نهال بی بر که جز این ثمر ندارم ۴
همه جای رانده گشتم چه زکعبه چه خرابات
تو از این درم چه رانی که در دگر ندارم ۵
بهوای پرفشانی بقفس زجای جستم
خبرم نبود از خویش که بال و پر ندارم ۶
همه تن شدم چو آتش زشرار عشق اما
بتو سنگدل خدا را چکنم اثر ندارم ۷
منم و دو دیده دل بمصاف ترک چشمت
زبرای تیر مژگان بجز این سپر ندارم ۸
تو بمصر حسن یوسف من و عشق پیر کنعان
نتوانم اینکه گویم که غم پسر ندارم ۹
بعلی بریم آشفته شکایت از اعادی
که جز او بهر دو عالم شه دادگر ندارم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۳ - بوستان باغ بهشتست و عیان می بینم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۵ - بغیر دست دل خود که بود بر دستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.