هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او از غمزههای زیبا و دردناک معشوق، مستی و پاکدلی یاران، و طرد شدن از سوی جامعه مذهبی مینالد. همچنین، از شکستن پیمان و ناپایداری عشق سخن میگوید و به طبیعت و عناصر آن مانند طوفان و باران اشاره میکند. در نهایت، از گریههای عاشق و سیهروزی او یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و طرد اجتماعی نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.
شماره ۸۹۹ - حذر کن ای دل از زخم کمند غمزه خوبان
حذر کن ای دل از زخم کمند غمزه خوبان
که از فولاد می آرد گذر این آهنین پیکان ۱
شبی سرخوش بمیخانه شدم در حلقه مستان
گروهی پاک دل دیدم بری از مکر و از دستان ۲
مرا کز مسجد و میخانه راند برهمن یا شیخ
نشاید خواندنم کافر نباید گفت با ایمان ۳
نپائی لاجرم پیمان و لابد بشکنی عهدم
که هر سنگین دلی ناچار آخر بشکند پیمان ۴
مرا دیده است طوفان خیز و آهم برق سوزنده
چه منت دارم از برق و چه خجلت دارم از باران ۵
بنه این عاریت جامعه برای نفس خودکامه
که چون خورشید نورافشان شوی با این تن عریان ۶
سیه گشته ورق ایدل ببازار دیده خونابه
که حاصل نیست عاشق را بجز از دیده ی گریان ۷
چمان سروی چو من داری اگر در بوستاندل
نیاری در چمن رفتن نخواهی ماند در بستان ۸
سر زلف پریشانت بدست غیر کمتر ده
به بخشا از سر رحمت تو برآشفته حیران ۹
که از فولاد می آرد گذر این آهنین پیکان ۱
شبی سرخوش بمیخانه شدم در حلقه مستان
گروهی پاک دل دیدم بری از مکر و از دستان ۲
مرا کز مسجد و میخانه راند برهمن یا شیخ
نشاید خواندنم کافر نباید گفت با ایمان ۳
نپائی لاجرم پیمان و لابد بشکنی عهدم
که هر سنگین دلی ناچار آخر بشکند پیمان ۴
مرا دیده است طوفان خیز و آهم برق سوزنده
چه منت دارم از برق و چه خجلت دارم از باران ۵
بنه این عاریت جامعه برای نفس خودکامه
که چون خورشید نورافشان شوی با این تن عریان ۶
سیه گشته ورق ایدل ببازار دیده خونابه
که حاصل نیست عاشق را بجز از دیده ی گریان ۷
چمان سروی چو من داری اگر در بوستاندل
نیاری در چمن رفتن نخواهی ماند در بستان ۸
سر زلف پریشانت بدست غیر کمتر ده
به بخشا از سر رحمت تو برآشفته حیران ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۸ - نسزد بباد دادن خم زلف عنبر افشان
گوهر بعدی:شماره ۹۰۰ - رقیب کرده بباغ تو عزم گردیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.