هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر به بیان عشق و دلباختگی خود به معشوق میپردازد. او از فداکاری، وفاداری و عشق بیقید و شرط خود سخن میگوید و حتی حاضر است جان خود را فدای معشوق کند. همچنین، شاعر به مفاهیم عرفانی مانند وحدت، فنا و بقا اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۵۵ - تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو
تا که بکام مدعی شد لب جانفزای تو
شب همه شب بلب رسد جان من از هوای تو ۱
گر تو بغیر من بسی یار گرفته هر کسی
من همه خصم عالمی آمده ماسوای تو ۲
غیر گریزد از جفا میطلبد زتو وفا
زین دو گزیده من بجان در دو جهان رضای تو ۳
حاجی اگر ذبیحه ای کرد فدات در منا
من طلبم هزار جان تا که کنم فدای تو ۴
طالب صبح سر کند با شب تیره لاجرم
وعده قیامت ار بود میطلبم بقای تو ۵
گوش دلم بمطربان وقف سماع شد از آن
چون ززبان چنگ و نی میشنوم نوای تو ۶
عشق گرفته دامنم گرچه فنا شود تنم
مانده بجای ای صنم عشق تو بالقای تو ۷
مفتخرند قدسیان زآنکه شدند عرش سا
من زهمه گزیده ام خاک در سرای تو ۸
توشه بزم وحدتی مشعله سوز کثرتی
حیدر احمد آیتی شاه بود گدای تو ۹
دل شده گنج حکمتش دیده چراغ وحدتش
آشفته در میان جان داده بتا چو جای تو ۱۰
شب همه شب بلب رسد جان من از هوای تو ۱
گر تو بغیر من بسی یار گرفته هر کسی
من همه خصم عالمی آمده ماسوای تو ۲
غیر گریزد از جفا میطلبد زتو وفا
زین دو گزیده من بجان در دو جهان رضای تو ۳
حاجی اگر ذبیحه ای کرد فدات در منا
من طلبم هزار جان تا که کنم فدای تو ۴
طالب صبح سر کند با شب تیره لاجرم
وعده قیامت ار بود میطلبم بقای تو ۵
گوش دلم بمطربان وقف سماع شد از آن
چون ززبان چنگ و نی میشنوم نوای تو ۶
عشق گرفته دامنم گرچه فنا شود تنم
مانده بجای ای صنم عشق تو بالقای تو ۷
مفتخرند قدسیان زآنکه شدند عرش سا
من زهمه گزیده ام خاک در سرای تو ۸
توشه بزم وحدتی مشعله سوز کثرتی
حیدر احمد آیتی شاه بود گدای تو ۹
دل شده گنج حکمتش دیده چراغ وحدتش
آشفته در میان جان داده بتا چو جای تو ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۴ - ما دردمند عشقیم عطار که دوا کو
گوهر بعدی:شماره ۹۵۶ - ای نوسفر که سوختم اندر هوای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.