هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، محبت، درد هجران و جستجوی معنا در زندگی سخن میگوید. او از دل، دیده، گیسو، و دیگر عناصر طبیعی برای بیان احساساتش استفاده میکند و در نهایت به دنبال آرامش و معنای عمیقتر در زندگی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۱۰۴۶ - که گفت ایدل کز اسرار محبت باخبری گردی
که گفت ایدل کز اسرار محبت باخبری گردی
گذاری نیکنامی و بقلاشی سمر گردی ۱
که گفت ای دیده عمان باش و لؤلؤ در کنار آور
که گفت ای مردم دیده تو غواص گهر گردی ۲
نمیکردی اگر خود را بآن باریکی ای گیسو
کجا بودت جلادت تا بگرد آن کمر گردی ۳
ندیدم اندر این بستان ثمر از تو بجز حرمان
بود یا رب که ای نخل محبت بی ثمر گردی ۴
نه هر که دیده ای دارد بمنظوری سپارد دل
بکن جهد ای دل شیدا که از اهل نظرگردی ۵
بشام هجر میکردم حدیث قامتت با دل
بجوش آمد دل و گفت ای قیامت مختصر گردی ۶
تو را چون سیم و زر جز چهره و اشک بصر نبود
چرا باید که گرد این بتان سیمبر گردی ۷
نه هر در کاو یتیم افتد فزاید نرخ بازارش
دعا کن ای در یکتا یتیم و بی پدر گردی ۸
زآن زلف پریشان جو دال آشفته خود را
می دیوانه ای تا چند هر سو در بدر گردی ۹
گذاری نیکنامی و بقلاشی سمر گردی ۱
که گفت ای دیده عمان باش و لؤلؤ در کنار آور
که گفت ای مردم دیده تو غواص گهر گردی ۲
نمیکردی اگر خود را بآن باریکی ای گیسو
کجا بودت جلادت تا بگرد آن کمر گردی ۳
ندیدم اندر این بستان ثمر از تو بجز حرمان
بود یا رب که ای نخل محبت بی ثمر گردی ۴
نه هر که دیده ای دارد بمنظوری سپارد دل
بکن جهد ای دل شیدا که از اهل نظرگردی ۵
بشام هجر میکردم حدیث قامتت با دل
بجوش آمد دل و گفت ای قیامت مختصر گردی ۶
تو را چون سیم و زر جز چهره و اشک بصر نبود
چرا باید که گرد این بتان سیمبر گردی ۷
نه هر در کاو یتیم افتد فزاید نرخ بازارش
دعا کن ای در یکتا یتیم و بی پدر گردی ۸
زآن زلف پریشان جو دال آشفته خود را
می دیوانه ای تا چند هر سو در بدر گردی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۵ - زآن آب که چون آتش از مرد برد خامی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۷ - ای خوشا آن سر که گردد گوی چوگان سواری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.