هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق، اشتیاق به وصال معشوق، و طلب رحمت و کمک از یار است. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، حالات عاشقانه و روحانی خود را توصیف میکند و از معشوق میخواهد که به او توجه کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۲۲ - حاجتی هست مرا با تو اگر عذر نیاری
حاجتی هست مرا با تو اگر عذر نیاری
ای صبا خاک در یار بیاری تو زیاری ۱
تا کی آن لعل شکربار بکام دل اغیار
نمکم چند بداغ دل خسته بگذاری ۲
تشنه بادیه را حالت سیرآب چه داند
رحم افتاده بفتراک کن ای آنکه سواری ۳
نافه ات چیست گر ای چهره تو خود ماه منیری
جا بماهت زچه ای زلف اگر مشک تتاری ۴
دوری از چشم تر من چه کنی ای گل باغم
تو گلی عار مکن رشحه باران بهاری ۵
رحم بر حالت بیمار دلان ای لب نوشین
چون زعناب علاج دل سودا زده داری ۶
وه که در حلقه چوگان بتان راه نیابی
تا که چون گوی سری را بارادت نسپاری ۷
نبود جز بدر دیر مغان راه بجائی
شاید ار دامن مقصود در این ره بکف آری ۸
دوزخم بی تو بهشت است و گلم بی تو بود خار
نیست چون روز فراقم بدوران شب تاری ۹
طعمه طوطی مدح علی آن مظهر حق است
ازنی کلک تو آشفته شکر هر چه بباری ۱۰
ای صبا خاک در یار بیاری تو زیاری ۱
تا کی آن لعل شکربار بکام دل اغیار
نمکم چند بداغ دل خسته بگذاری ۲
تشنه بادیه را حالت سیرآب چه داند
رحم افتاده بفتراک کن ای آنکه سواری ۳
نافه ات چیست گر ای چهره تو خود ماه منیری
جا بماهت زچه ای زلف اگر مشک تتاری ۴
دوری از چشم تر من چه کنی ای گل باغم
تو گلی عار مکن رشحه باران بهاری ۵
رحم بر حالت بیمار دلان ای لب نوشین
چون زعناب علاج دل سودا زده داری ۶
وه که در حلقه چوگان بتان راه نیابی
تا که چون گوی سری را بارادت نسپاری ۷
نبود جز بدر دیر مغان راه بجائی
شاید ار دامن مقصود در این ره بکف آری ۸
دوزخم بی تو بهشت است و گلم بی تو بود خار
نیست چون روز فراقم بدوران شب تاری ۹
طعمه طوطی مدح علی آن مظهر حق است
ازنی کلک تو آشفته شکر هر چه بباری ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۱ - صبح عید است شبی کز در من بازآئی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۳ - ای دفتر نکوئی تو نقش دلپذیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.