هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، رهایی از قیود دنیوی، درد فراق و وابستگی به معشوق سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند عشق الهی، فنا در معشوق و رنجهای عشق استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند درد فراق و فنا در عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱۷ - مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است
مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است
به دست طفل، فرمان سلیمان کاغذ باد است ۱
به دولت چون غلامان اهل صورت این لقب دادند
وگرنه نام او در عالم منی خداداد است ۲
برای دلخراشی در محبت ناخنی دارم
ز اسباب دو عالم، تیشه ای در دست فرهاد است ۳
پس از مردن مگر بر خاک من افتد گذار او
مرا صد مصلحت در مرگ همچون خواب صیاد است ۴
چنانم خاک این گلزار دامنگیر گردیده ست
که موج سبزه بر پای دلم زنجیر فولاد است ۵
سلیم از دوری او آنچنان در باغ دلگیرم
که برگ بید پنداری به فرقم تیغ جلاد است ۶
به دست طفل، فرمان سلیمان کاغذ باد است ۱
به دولت چون غلامان اهل صورت این لقب دادند
وگرنه نام او در عالم منی خداداد است ۲
برای دلخراشی در محبت ناخنی دارم
ز اسباب دو عالم، تیشه ای در دست فرهاد است ۳
پس از مردن مگر بر خاک من افتد گذار او
مرا صد مصلحت در مرگ همچون خواب صیاد است ۴
چنانم خاک این گلزار دامنگیر گردیده ست
که موج سبزه بر پای دلم زنجیر فولاد است ۵
سلیم از دوری او آنچنان در باغ دلگیرم
که برگ بید پنداری به فرقم تیغ جلاد است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۶ - آفت باد خزان را می توان معذور داشت
گوهر بعدی:شماره ۳۱۸ - به سینه ام ز غمت داغ بر سر داغ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.